جمهوری اسلامی که با شعار نه
شرقی نه غربی در ایران تشکیل شد، بهسبب بدبینی به آنچه غرب خوانده میشود، اساس
سیاست خارجی خود را بر ستیزهخویی با کشورهای غربی نهاد.
گرایش به شرق در نزد
روحانیون و نظریههایی نظیر شرقشناسی ادوارد سعید، که همواره نگاهی بدبینانه به
غرب و تعاملش با شرق داشت شاید از عوامل اساسی گرایش حکومت ایران به ستیزهخویی با
غرب بود. روحانیون هرچند از دهه سی شمسی از لاک حوزهها بیرون آمده و برای جا
نماندن از قافله دانش و تمدن، به یادگیری زبانهای خارجی و علوم جدید پرداختند و
با نظریههای جدید در حوزه علوم انسانی و فلسفه آشنا گردیدند، پس از پیروزی انقلاب
به اصل خود رجوع کردند، سنت را بر مدرنیته ترجیح دادند.
فروپاشی شوروی سابق و گرفتن انگشت اتهام به سوی دنیای سرمایهداری نیز از
عوامل مهمی بود که سران ایران را وا میداشت تا در تعامل با غرب همواره بنا را بر
ستیز بگذارند. با از دست دادن غرب ایران ناگزیر بود خود را به قدرتهای شرق نزدیک
سازد و همین کار را هم کرد تا برای روز مبادا کس یا کسانی را داشته باشد. بنابراین
عملا شعار اول انقلاب به شعار نه غربی تبدیل شد. سران ایران برای نگاه داشتن این
حامیان شرقی که در سازمان ملل هم حق وتو دارند، از دادن هیچ گونه باجی تا کنون
کوتاهی نکردهاند.
عمده
دشمنی سران ایران با غرب بخصوص آمریکا بدان دلیل بوده است که بهزعم آنان، غرب در
تاریخ ایران نقش مثبتی نداشته است. جمهوری اسلامی برای ایستادگی در برابر آمریکا
هزینههای مادی و معنوی فراوانتری را به دو کشور
روسیه و چین پرداخته است، هزینههایی که با کمی درایت میتوانست صرف آبادانی ایران
و نجات ایرانی از فقر گردد. متأسفانه سران ایران حافظه تاریخی خوبی ندارند و یا از تاریخ درس عبرت نمیگیرند.
اگر مبنای دشمنی، نداشتن نقش مثبت باشد، که برای همیشه نام کشوری به نام روسیه
باید از اذهان تک تک ایرانیان پاک میشد.
کیست
که نداند روسیه تزاری چه نقشی را در تاریخ دوران قاجار بازی کرد؟
آیا تحمیل قراردادهای گلستان و ترکمانچای به
دولت بی لیاقت قاجار فراموش شدنی است؟ کیست که نداند بخش عمدهای از خاک ایران
زمین در جنگهای با روسیه و بهسبب پیمان های ناعادلانه از پیکره ایران جدا شد؟
کیست که نداند روسها ایران را در دوران پهلوی دوم اشغال کردند؟ کیست که
نتواند به یاد بیاورد روسیه چه فشارهایی را برای گرفتن امتیاز نفت در دوران پهلوی
دوم بر مجلسیان ایران اعمال نمود؟ کیست که نداند شوروی از عراق و صدام در جنگ با
ایران حمایت میکرد؟
دولت ایران در دادن امتیازات ننگین به روسیه حتی روی شاهان قاجار را هم سفید
کرده است و تنها به این دلخوش است که با آمریکا میستیزد، غافل از آنکه شوروی سابق
و صورت ضعیف شده آن یعنی همین روسیه امروز در برابر قدرت آمریکا، میدان را خالی
نمود و از درون فروپاشید. سران ایران به طناب پوسیدۀ روسیه آویختهاند که خود
امروز در بحران مشروعیت بسر میبرد و پاسخی به مردم خود برای تقلبات انتخاباتی
ندارد.
هرچند چین نقش روسیه را در تاریخ صد و پنجاه
سال گذشته ایران نداشته، اما بهسبب نیاز سران ایران، در همین چند ساله، یک تنه به
جبران مافات برخاسته است که البته پیش و بیش از چین بی شک رهبران ایران مقصران
اصلی ماجرا هستند، مقصرانی که پس از حدود صد و پنجاه سال دوباره ترکمانچای دیگری
را رقم میزنند. متأسفانه حمایتهای چین از جمهوری اسلامی نشان از توافقات پشت
پرده فراوان دارد وگرنه کدام کشور است که حاضر باشد حتی به قیمت راه افتادن جنگ
جهانی سوم همچنان به حمایت از ایران بپردازد. حدود دو ماه پیش بود که «ژنرال
ژائوژانگ» یکی از فرماندهان ارشد نظامی چین در دانشگاه دفاع ملی این کشور تأکید
کرد: چین نباید در حمایت و حافظت از ایران تردید کند، حتی اگر این موضوع به معنای
به راه انداختن جنگ جهانی سوم باشد. یقینا چینیها عاشق چشم و ابروی جمهوری اسلامی
نشدهاند که اینگونه برایش سینه چاک کنند. مراودات اقتصادی موجود نیز تنها دلیل
این موضوع نمیتواند باشد چرا که چین این مراودات را با کشورهای دیگر دنیا هم
دارد. سخنانی از این دست کاملا نشاندهنده معاملات پشت پرده است. آیا با وجود چنین
حمایتهایی نباید در درست بودن گزارشهایی که حکایت از واگذاری بخشهایی از مناطق
نفت خیز ایران به چین دارند، یقین نمود؟
مطابق با گزارشی غیر رسمی: سه منطقه جغرافیایی
ایران برای مدت دوازده سال و حتی بیشتر به نوعی تحتالحمایه چین میشوند. این سه
منطقه عمدتاً منابع عظیم نفتی و گازی ایران را در خودجای داده اند و جمهوری اسلامی
به چین اجازه داده تا از منابع نفت گاز این مناطق استفاده کند. برای جلوگیری از
تکرار تنها به ذکر این نکته بسنده میکنم که مفاد قرارداد مذکور نشان دهنده ضعف
جمهوری اسلامی و باج دادنهای فراوان آنان برای بقاست، بقایی که برای ایرانیان هیچ
بهرهای نداشته است. قراردادهایی از این دست بیگانگی هرچه بیشتر روحانیون حاکم بر
ایران را با ایران و ایرانیان و حرص و طمع کشورهای دوست آنان را نشان میدهد. در
نگاه من هیچ تفاوتی میان شاهان قاجار و این بیخبران از سیاست و تحولات دنیا وجود
ندارد. شگفتآور است که روحانیون حاکم بر ایران، با رفتارهای خصمانه، دوستان را به
دشمنان تبدیل کردهاند و سپس برای مبارزه با آنان به دشمنان منفعت طلب پناه برده و
مملکت را به تاراج گذاشتهاند.
مردم
ایران از خیانتها و جنایتهای روسیه و چین در حق خود و این اواخر مردم مظلوم
سوریه آگاهند. آنها میدانند دولت های نامبرده امروز حامیان قسم خورده استبداد در
جهان به شمار میروند. کشورهایی که برای تأمین منافع خود جواز انسانکشی صادر میکنند،
و حتی در برابر اعتراض مردم خود به تقلب در انتخابات، به سرکوب آنان نیز میپردازند،
نه تنها تهدیدی برای مردم خود به حساب میآیند که خطر وجودشان کشورهای دیگر را نیز
تهدید میکند. امروز دنیا باید بداند باید ترتیبی بدهد تا بساط اعمال ننگین دولتهایی
اینگونه که برای تأمین منافع خود، جواز کشت و کشتار را در سرزمینهای دیگر میدهند
و عملا سد راه آنان در رسیدن به آزادی و دموکراسی میشوند برچیده شود.
بهرغم خیانتهای مستند چین و روسیه در حق ایران، جمهوری اسلامی میخواهد از
حمایتهای چین و روسیه در سازمان مل متحد همچنان بهره مند باشد. هرچند در برهههایی
همین کشورها به ایران پشت کردهاند و علیه او رأی دادهاند، باز جمهوری اسلامی میتواند
با دادن امتیازات فراوان آنان را با خود همراه داشته باشد چنانکه تا به امروز هم
موفق بوده است. امروز چین و روسیه به غارت ایران مشغولند و سران ایران نیز که تنها
به بقای خود میاندیشند دست آنان را به دوستی میفشارند.
سخنان علی خامنهای در نماز جمعه هفته گذشته در تهران نشان داد جمهوری اسلامی به حمایتهای چین و روسیه اعتماد دارد که اینگونه بیمحابا به
تهدید کشورهای دیگر میپردازد و همچنان از موضع قدرت سخن میگوید. سران ایران میدانند
به لحاظ نیروی انسانی و نظامی جلوتر از قدرتهای بزرگ دنیا نیستند. بنابراین باید
به پشتیبانی دولتهایی از جنس روسیه و چین دلخوش باشند که اینگونه به همگان چنگ و
دندان نشان میدهند. تجربه تاریخی مراوده با دولت
هایی از این دست مستبد نشان میدهد که سر بزنگاهها، هم پشت ایران را خالی کردهاند
و هم باج بیشتری طلب کردهاند. بیشک در صورت قرار گرفتن
ایران در شرایط جنگی این کشورها مطابق با روال سالیان خود، دولت ایران را برای
گرفتن امتیازات بیشتر در تنگنا قرار خواهند داد و دولت ایران نیز برای ماندن، این
امتیازت را از جیب مردم ایران به آنها خواهند داد. چین و روسیه با همکاری جمهوری اسلامی در پی تجزیه ایران هستند کاری که در دوران قاجار
تجربه شد. امروز اگر دوران مستعمره کردن کشورهای دیگر به پایان رسیده، کشورهای
نامبرده عملا در پی مستعمره کردن ایران هستند و
دریغ
است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
شاهان
قاجار برای تامین منابع مالی سفرهای خود به اروپا باجهای فراوانی به دولتهای
خارجی میدادند و سران جمهوری اسلامی برای ماندن بر قدرت. عمل هر دو ناشی از
خودخواهی و هوس است و وجه مشترک هر دو فدا کردن منافع مردم است. مردم ایران امروز
اما از آن درجه از آگاهی سیاسی برخوردارند که دوست را از دشمن تشخیص دهند و بدانند
چه کسانی چوب لای چرخ آنان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی میگذارند و به همین
دلیل در شعارهای خود چین و روسیه را هدف قرار میدهند. آنان میدانند کشورهایی که
از حکام مستبد حمایت میکنند از جنس همانها هستند. از قدیم گفتهاند «کبوتر با
کبوتر باز با باز». دولت مستبد ایران باید با دولتهایی مراوده داشته باشد که از
جنس خودش باشد به همان میزان مستبد و به همان میزان بی توجه به انسان و انسانیت.
رابطه با کشورهای نظیر روسیه و چین چیزی جز خفت و زیان برای ایران نداشته است
حمایتهای فراوان این کشورها از دولت خونریز ایران نشان میدهد که آنها همچنان
امیدوار به گرفتن امتیازات بیشتر هستند و دنیا باید این موضوع را بداند که امروز
تنها با دولت مستبد ایران روبرو نیست. امروز حامیان این دولت خودکامه نیز به اندازه آنان در جنایتهای انجام
شده در ایران شریکند و باید در دادگاههای دنیا محاکمه شوند.
ونکوور - ۱۲ فوریه ۲۰۱۲
دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار و دبیر کل شورای دموکراسی برای ایران
contact@bbehbudi.com
دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار و دبیر کل شورای دموکراسی برای ایران
contact@bbehbudi.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر