۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

قطع تمام معاملات بانک اسلامی نور امارات با بانک‌های ایرانی


خبرگزاریها امروز اعلام کردند ، تنها چند ساعت پس از آن که خبرگزاری رویترز از قطع رابطه بانک اسلامی نور در دبی با جمهوری اسلامی ایران تحت فشار آمریکا خبر داد، این بانک بزرگ عربی اعلام کرد که خود پیش‌دستی کرده و در  دسامبر گذشته همه روابطش با ایران را قطع کرده است.

 درهمین حال امروز چهارشنبه خبر رسید که بانک اسلامی نور از بانک‌های مستقر در دبی، که نقل و انتقال حدود ۶۰ درصد از درآمد صادرات نفتی ایران از طریق آن صورت می‌گیرد تحت فشار ایالات متحده دادوستد تجاری خود با ایران را قطع کرده‌ است..

درهمین ارتباط  یک مقام دولتی امارات و یک منبع در بانک اسلامی نور در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز قطع روابط تجاری این بانک با ایران را تأیید کردند.

این عمل پس از آن صورت می‌گیرد که هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا سه‌شنبه خطاب به کمیته روابط خارجی سنای آمریکا تأکید کرد که دولت اوباما «با سرعت» در جهت اعمال تحریم‌های شدید تازه علیه ایران حرکت می‌کند.

 روزنامه آمریکایی وال‌استریت جورنال نیز به تازگی گزارش داده‌ است که بانک اسلامی نور که پسر امیر دبی ریاست آن را بر عهده دارد محل دریافت حدود ۶۰ درصد از درآمد نفتی ایران شده‌ است. این روزنامه همچنین از قطع تازه روابط این بانک با ایران خبر داده‌ بود.

ترکیه اعلام کرد: آغاز مذاکرات هسته‌ای ایران وغرب حداکثر تا اردیبهشت‌ سال آینده


 بنا بر اعلام برخی سایتهای خبری ، احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، امروز اعلام کرد که مذاکرات هسته‌ای میان ایران کشورهای 5+1 حداکثر تا اواسط اردیبهشت‌  سال ۱۳۹۱ یعنی تا دو ماه دیگر از سر گرفته خواهد شد.

 علی اکبر صالحی وزیرامور خارجه ایران نیزچندی پیش  از آمادگی کشورش برای آغاز مذاکرات هسته‌ای خبر داده و خواستار آن شده بود که دور جدید این مذاکرات همانند گذشته در استانبول ترکیه برگزار شود.

 وزیر خارجه ترکیه درهمین ارتباط  اظهارداشت :اگرایران  ترکیه را محل این مذاکرات ترجیح می دهد ،این کشور آماده میزبانی این مذاکرات همچون سال گذشته است.

 آخرین دور از مذاکرات ایران با گروه موسوم به ۵+۱ متشکل از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان بر سر برنامه اتمی مشکوک ایران در ژانویه ۲۰۱۱ یعنی بیش از یک سال پیش دراستانبول ترکیه برگزار و درپایان نیز بدون هیج نتیجه ای خاتمه یافت . 

مطهری: روز 30 خرداد 88 خیلی بیشتر از 50 نفر کشته شدن


 درمناظره انتخاباتی علی مطهری از نمایندگان مخالف دولت  با حمید رسایی نامزد جبهه پایداری که روز گذشته برگزارشد ، مطهری گفت که در روز 30 خرداد 1388 خیلی بیشتر از 40 تا 50 نفر به دست نیروهای امنیتی و انتظامی ایران کشته شده اند.

 اشاره این نامزد حزب صدای ملت به نا آرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری دو سال و نیم پیش ایران است. روز 30 خرداد روز پس از سخنرانی آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در نماز جمعه تهران است که طی آن تقلب در انتخابات را مردود دانست. او خواستار پایان اعتراض های خیابانی شد و رهبران معترضان را مسئول حوادثی دانست که در این اعتراض ها رخ می دهد.

. دراین روز  سرکوب اعتراض ها توسط نیروهای امنیتی و انتظامی شدت گرفت

 درهمین حال اصلاح طلبان می گویند در انتخابات ریاست جمهوری تقلب گسترده و سازمان یافته روی داده، دست به اعتراض زدند. حاصل سرکوب این اعتراض ها ده ها کشته در خیابان ها و بازداشتگاه و صدها زندانی بود.

 بنا به گزارش برخی خبرگزاریها علی مطهری در این مناظره عامل اوج گیری اعتراض ها و سوق داده شدن شعارها علیه رهبر جمهوری اسلامی نحوه برخورد حاکمیت با آن دانست. او گفت که عده ای از مردم در پی تشکیک نامزدهای معترض به نتایج انتخابات مردد بودند که حق با کدام طرف است اما سوء مدیریت بحران باعث شد عده ای که به نتایج انتخابات معترض بودند اما نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را قبول داشتند، در نهایت شعارهایی علیه نظام و رهبر جمهوری اسلامی سر دهند.

یک میلیارد و 600 میلیون یورو از درآمد حاصل از نفت به حساب مجتبی خامنه ای واریز شده است


یک میلیارد و ششصد میلیون یورو از درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران، به حساب مجتبی خامنه ای پسرعلی خامنه ای رهبر ایران واریز شده است.

. این مطلب را سایت "جرس" از سایتهای وابسته به رهبران جنبش سبزبه نقل از منابع خود منتشر کرده است

 بنا بر این گزارش اواخر بهمن محمود احمدی نژاد ، محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی این کشور را احضار کرده و از او به تفصیل در مورد هزینه کردن ارزهای نفتی خارج از ردیف بودجه سؤال کرده است.

 این عمل پس از آن صورت می گیرد که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره هزینه کردن ارزهای حاصل از فروش نفت سوال کرده اند.

 آن گونه که در این گزارش آمده است ، پرسش احمدی نژاد از بهمنی درباره بخش قابل توجهی از درآمد نفتی بوده که محل هزینه آن از رئیس جمهور هم مخفی بوده است.

 بهمنی رئیس کل بانک مرکزی نیز در این جلسه به صورت شفاهی به احمدی نژاد پاسخ می دهد که اقلام مورد بحث از ارز حاصل از فروش نفت به حسابهایی که بیت مقام رهبری دستور داده بود واریز شده است و با احتساب اقلام مورد بحث کسری در کار نیست و حساب تراز است.

 محمود احمدی نژاد هم پس از آگاهی از این موضوع ازرئیس کل بانک مرکزی می خواهد که کلیه موارد یادشده را با قید مبلغ و تاریخ و شماره حساب و نام دارنده حساب بنویسد و امضا کند. بهمنی به دستور احمدی نژاد کلیه مبالغ ارزهای حاصله از فروش نفت را که به دستور بیت رهبری واریز شده با مشخصاتی که احمدی نژاد از او خواسته است می نویسد. در میان این اقلام رقم یک میلیارد و ششصد میلیون یورو به حساب مجتبی خامنه ای فرزند رهبر ایران واریز شده است.

اسرائیل می گوید ، احتمالا بدون اطلاع آمریکا به ایران حمله خواهد کرد


یک مقام امنیتی آمریکا گفت :اسرائیل پیش از حمله احتمالی به ایران، آمریکا را در جریان آن نخواهد گذارد. به گفته یک کارشناس نظامی اسرائيل نیز ، زمان حمله به ایران میان ماههای آوریل و ژوئیه است و امسال سال سرنوشت‌سازی برای این موضوع است.

 درهمین رابطه ، مقام‌های اسرائیل گفته‌اند اگر بخواهند به ایران حمله کنند، آمریکا را پیشاپیش در جریان آن نخواهند گذارد.خبرگزاری آسوشیتدپرس این خبر را به نقل از یک مقام امنیتی ایالات متحده ذکر کرده است. این مقام امنیتی همچنین گفته است علت این‌که اسرائیلی‌ها نمی‌خواهند آمریکا را در جریان بگذارند این است که آنها نمی‌خواهند آمریکا مانع‌شان شود.

 بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر و ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل هم  در جریان سفر اخیر مقامات آمریکایی به این کشور این پیام را برای کاخ سفید فرستاده‌ اند.

اعتراف سپاه به فعالیتهای غیر صلح آمیز هسته ای



در ماه گذشته مصطفی احمدی روشن به دست عده ای ناشناس ترور شد و مطابق معمول دولتمردان ایران انگشت اتهام را به سوی امریکا، انگلیس و اسرائیل گرفتند و ترور مصطفی احمدی را محصول دشمنی و عناد دیرینه ایادی استکبار(!) دانستند. سران ایران عادت به بزرگ نمایی دارند و از این بزرگ نمایی ها همواره در جهت انحراف اذهان عمومی حداقل در داخل ایران سودها برده و می برند. به همین دلیل برخلاف ادعاهای موجود در دست داشتن سرویس های اطلاعاتی کشورهای نام برده، جمهوری اسلامی نیز خود یکی از متهمان ماجراست.
وزارت اطلاعات ایران که از یافتن عاملان واقعی حوادثی اینچنینی عاجز و ناتوان است، برای پوشش نهادن بر ناتوانی خود به متهم کردن دیگران بسنده می کند. هرچند این وزارتخانه مدعی داشتن مدارکی علیه کشورهای نامبرده است، مستندات ارائه شده تنها بر پایه حدس و گمان و فاقد ارزش و وجاهت قانونی است. بی تردید وزارت اطلاعات ایران نیز به تبعیت از رهبر خود یک وزارتخانه متوهم است که بر پایه توهمات و حدسیات، زندگی را بر مردم ایران بخصوص مخالفان و معترضان داخلی و گاه اتباع خارجی سخت و افراد را به بهانه های مختلف و بی بنیاد راهی بازداشتگاه ها و زندان ها کرده است و می کند. ترور مطفی احمدی روشن بیش از پیش ضعف و ناتوانی وزارت اطلاعات ایران را آشکار ساخت، وزارتخانه ای که برخلاف وظیفه و کارکرد اصلی اش که باید حافظ امنیت و کیان مردم باشد به هیولایی برای ارعاب و شکنجه تبدیل شده است.
مصطفی احمدی روشن دانش آموخته رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف بود. هرچند میان مهندسی شیمی و رشته هایی نظیر نفت، گاز، صنایع پلیمر، شیمیایی معدنی و حتی صنایع غذایی ارتباط وجود دارد، یک فارغ التحصیل مهندسی شیمی را نمی توان بطور خاص دانشمند هسته ای نامید مگر آنکه مرحوم احمدی روشن را به عنوان یک نابغه در حوزه دانش به حساب بیاوریم که کارنامه پژوهشی و علمی ایشان چنین چیزی را نشان نمی دهد. هم از این رو به عنوان معاون بازرگانی تاسیسات هسته ای نطنز مشغول به فعالیت بود و چنانکه پیداست از معاون بازرگانی تا دانشمند هسته ای فاصله بسیار است. با این همه جمهوری اسلامی در شیون های پس از عزا از احمدی روشن به عنوان دانشمند هسته ای پیرو ولایت و شرکت کننده در راهپیمایی نهم دی ماه و ... یاد می کند تا از یک سو نشان دهد دولتمردان ایران در تربیت دانشمندان موفق عمل کرده اند، و از سوی دیگر پیشاپیش، دامن خود را از اتهام دست داشتن در این ترور پاک جلوه دهد.
پرسش بسیار مهم این است با توجه به تجربه هایی که جمهوری اسلامی در از دست دادن ـ به قول خودش ـ دانشمندان هسته ای دارد و اگر این افراد به لحاظ علمی حائز ارزش و وجاهتی هستند، چرا همین وزارت اطلاعات برای حفاظت از آنان کس یا کسانی را نمی گمارد؟ وقتی افراد بی ارزش در ایران محافظان شبانه روزی دارند، چگونه است که برای دانشمندان، دانشمندانی که به سبب فعالیت هایشان اینگونه در معرض خطرند، محافظانی در نظر گرفته نمی شود؟ واقعیت آن است که به رغم تبلیغات سران جمهوری اسلامی، مصطفی احمدی روشن، در حوزه دانش هسته ای، پژوهشگر و دانشمند نبوده است.
جمهوری اسلامی می خواهد تا با ماجرای اخیر باز هم حساب های دیرینه خود را با غرب تسویه کند به همین دلیل در نهایت ضعف، به کشورهای دیگر می پردازد، کاری که در عمر سی و چند ساله جمهوری اسلامی به دفعات تکرار شده است. سران ایران از ضعف خود در برابر قدرت های بزرگ دنیا  خبردارند، امّا از سوی دیگر گرفتار توهم نیز هستند توهمی که همواره بذر کینه و دشمنی را با کشورهای قدرتمند دنیا در دل آنان کاشته است و می کارد.
در راستای این تهدیدها دولتمردان نظامی و غیرنظامی ایران سخن از پاسخ دادن به این اقدام به عمل آورده اند. برای انجام چنین کاری چند گزینه پیش روی ایران است؛ سران ایران به سازمان ملل متحد شکایت می برند، امّا آیا سازمان ملل با استناد به اتهام واهی دولتی که خود نیز از قضای روزگار متهم به حمایت از تروریسم است، اعتنایی خواهد کرد؟ گزینه دیگر اقدام به واسطه کمک متحدان قدرتمند است. سران ایران به این موضوع واقفند که دوستان پرقدرتی نیز ندارند تا بتوانند با کمک آنان پاسخ دندان شکنی به غرب بدهند. به سبب سیاست های مداخله جویانه ایران در کشورهای دیگر، دوستی هم در منطقه برای ایران جز سوریه و گروه های لبنانی و فلسطینی باقی نمانده است، سوریه هم که خود درگیر و دار ماندن و و رفتن توان خوش خدمتی ندارد، البته گروه لبنانی، همانطور هم که پیش از این اشاره کرده بود تحرکاتی را به تحریک ایران در اسرائیل انجام می تواند بدهد. بخش دیگری از پاسخ مورد اشاره جمهوری اسلامی می تواند به شاخه قدس سپاه پاسداران ایران محول شود. بنابراین سران ایران تلویحاً به این موضوع اذعان دارند که بر بنیاد توهمات خود دست به انتقام جویی می زنند بدون آنکه جرمی به واقع اثبات شده باشد. این منش جمهوری اسلامی است  به همین دلیل سال هاست که مخالفان داخلی تنها بر اساس اتهام های واهی زندانی، شکنجه و حتی اعدام می شوند.
دشمن تراشی در داخل و خارج و بسیج افکار عمومی علیه آنان، روال همیشگی جمهوری اسلامی است. در پیگیری چنین سیاست متوهمانه ای ایران فرصت طلایی رابطه با آمریکا را در اوایل دوران ریاست جمهوری باراک اوباما از دست داد. سال هاست که مردم ایران تاوان بیماری بدبینی رهبران خود را می دهند، بدبینی ای که ریشه  در جهل و ناتوانی از تحلیل اوضاع جاری در دنیا دارد. در راستای همین توهم و دشمن انگاری، چماق بدستان حکومت از دیوار سفارت انگلستان بالا می روند رابطه میان دو کشور را به هم می ریزند و آب از آب هم تکان نمی خورد. سال هاست که بسیاری از افراد در دادگاه های ایران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام مجرم شناخته شده و راهی زندان می شوند یا در نهایت راهشان به طناب دار می رسد اما هیچ کس مزدوران دزدی را که از دیوار خانه کشوری دیگر بالا رفتند در کسوت ضربه زنندگان به امنیت ملی ندید.
در ماجرای ترور مصطفی احمدی روشن، علاوه بر تهدیدهایی که به آنها اشاره رفت افراد و گروه های مختلف پیام هایی برای تسلیت و دلداری داده اند و از آن میان آنچه از چشم محققان و تحلیلگران پوشیده مانده، بیانیه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بود، اطلاعیه ای که نکته بسیار مهمی را در خود داشت و من آن را اعتراف نامه می خوانم. در پایان این بیانیه آمده است: «ادامه خط ترور علیه متفکران و دانشمندان هسته ای ایران از سوی مراکز جاسوسی و تروریست پرور غربی – صهیونیستی، هیچ گونه خللی در 'دفاع مقدس هسته ای' ملت ایران و تداوم راه افتخار آمیز شهیدان عالیقدر هسته ای به ویژه شهید احمدی روشن توسط جوانان پر شور و مراکز علمی و دانشگاهی حماسه ساز کشور وارد نکرده و دشمنان انقلاب و نظام اسلامی بدانند پروژه شکست خورده تحریم، تهدید و ترور هرگز قادر نخواهد بود هدف و مسیر بالندگی و درخشندگی ایرانیان مقتدر و با اراده را منحرف و یا کند سازد.»

سال هاست که کشورهای دنیا فریاد می زنند ایران در پی دست یابی به سلاح هسته ای است و سران جمهوری اسلامی همواره چنین موضوعی را انکار کرده اند، امّا چنانکه در اطلاعیه سپاه می بینیم سخن از دفاع مقدس هسته ای رفته است. ایران که مدعی استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است چگونه فعالیت های هسته ای خود را دفاع هسته ای می نامد؟ دفاع در مقابل چه چیزی؟ چنانکه می دانیم سران ایران از این واژه به جای واژه جنگ و حمله استفاده می کنند از اینرو سال های جنگ با صدام در تقویم و تاریخ جمهوری اسلامی، سال های دفاع مقدس خوانده می شود.  سپاه پاسداران ایران خودآگاه یا ناخودآگاه به فعایت های خود برای دست یابی به سلاح هسته ای اعتراف می نماید. آیا سپاه، دنیا را تهدید به جنگ با سلاح هسته ای نمی کند؟  چنانکه پیش از این اشاره کردیم سپاه می داند توان نظامی اش با توان کشورهای دنیا برابر نیست. از آنجایی که سران ایران به هیچ قاعده اخلاقی پایبندی ندارند، بنابراین تا پیش از آنکه دیر بشود باید به فریاد مردم ایران که قربانیان اصلی مقاصد شوم رهبران ایرانند، رسید.
متاسفانه باور سران ایران بر این بنیاد استوار است که «چون من نباشم ایران هم مباد» بنابراین برای ماندن بر اریکه قدرت دست به هرجنایتی خواهند زد. دنیا باید بداند در صورت دست یابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، قربانیان اصلی، مردم ایران خواهند بود زیرا چنانکه آمد ایران توان برابری با نیروی دیگر کشورها را ندارد بنابراین دست به گروگان گیری مردم ایران خواهد زد، همانطور که کره شمالی مردم کشورش را به گروگان گرفته است. تا پیش از این کار باید با حمایت از جنبشهای اعتراضی فعال در بدنه اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ضمینه تغییر در نظام سیاسی حاکم بر ایران را فراهم نمود .


دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار و دبیر شورای دمکراسی برای ایران





۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

صادق آخوندی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، آزاد شد

سایت کلمه درمطلبی از آزادی دکتر صادق آخوندی دانشیار گروه علمی ارتودنسی دانشکدۀ دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران خبرداد و نوشت :وی پس از دو هفته که از بازداشت او می گذشت روز دوشنبه با قرار کفالت آزاد شد

بنا به گزارش های رسیده به کلمه، این قرار علی رغم فقدان دلیل اتهامی و با فشار بازجویان وزارت اطلاعات توسط آقای عبدی بازپرس شعبۀ ۲ دادسرای اوین صادر شده است
بازداشت آخوندی خودسرانه و توسط مأموران امنیتی وزارت اطلاعات و بدون ارائۀ حکم قضائی صورت گرفته بود. بازداشت کنندۀ صادق آخوندی بازجوی او در زندان نیز بوده و در زندان به این عضو برجستۀ هیأت علمی دانشگاه گستاخی کرده و با دست به صورت او کوبیده است
این بازجویان نوعاً آموزش ندیده بوده و یا از اعمال قدرت در هنگام بازجوئی لذت می برند
بازداشت آخوندی که از سابقون دانشکدۀ دندانپزشکی و دانشگاه علوم پزشکی و چهره ای شناخته شده در محیط های علمی و دانشگاهی است موجی از انزجار را در بین همکاران دانشگاهی و کارکنان دانشگاه پدید آورد و واکنش هایی را برانگیخت و بنظر می رسد همین امر موجب آزادی او گردیده است
روز گذشته اعلامیه هایی بر دیوار دانشکده نصب شده بود که در آن از اعضاء هیات علمی، دانشجویان و کارکنان دانشکده دعوت شده بود تا در روز سه شنبه در مراسم دعای توسل برای استخلاص هر چه زودتر همکارشان شرکت کنند
این مراسم پس از آزادی صادق آخوندی در روز گذشته به مراسم استقبال از او در روز جاری تبدیل شده است

با وجود برکناری از ریاست فدراسیون شورای نگهبان صلاحیت "متهم به آزار جنسی" بانوان عضو تیم اسکیت ایران را تایید کرد

خبرگزاریها درگزارشی نوشتند :شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صلاحیت "متهم به آزار جنسی" اعضای تیم ملی اسکیت دختران را برای نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی تایید کرد

به گزارش خبرگزاری "مهر" شورای نگهبان نام 22 تن از تایید صلاحیت شدگان حوزه انتخابیه سنندج، کامیاران و دیواندره را اعلام کرد که نام جمشید وزیری رئیس سابق فدارسیون اسکیت در این میان دیده می شود 
پيشنهاد رابطه جنسی رييس فدراسيون اسکيت به قهرمانان زن اين رشته ورزشی، گاهی بدون نام بردن از او يا عنوان فدراسيون، بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی ایران پيدا کرده است
چند سایت اصولگرای این کشور از جمله "مشرق" درباره وزیری نوشته بودند: " برخی نمايندگان مجلس گفته اند که به دليل آگاهی از گزارش هايی درباره رييس فدراسيون اسکيت که عضو هيات امنای مسجد جامع سنندج نيز بوده است، وزير ورزش راهی جز اخراج او ندارد"
سایت "تابناک" هم در گزارشی از آزار جنسی یکی از قهرمانان رشته اسکیت توسط رئیس پیشین فدارسیون این رشته ورزشی نوشته بود: "يکی از ملی پوشان خانم اين رشته ورزشی به همراه مادرش در ساختمان وزارت ورزش با حالتی مستاصل، تعريف کرده بود که رييس فدراسيون به او گفته، اگر می خواهد به حضورش در تيم ملی ادامه بدهد بايد با او رابطه جنسی داشته باشد"
پس از اين گزارش ها و همچنین اشاره برخی از روزنامه های ورزشی به این ماجرا، رسانه های ورزشی از انتشار گزارش در خصوص این رسوایی جنسی منع شدند 
با این وجود شورای نگهبان صلاحیت وزیری را برای نامزدی در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تایید کرد

شرایط ایران برای بازدید بازرسان آژانس از مجتمع نظامی «پارچین


وب سایت رادیو فردا درگزارشی درباره مشکل برنامه اتمی ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی نوشت :در حالی که نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شرایطی را برای دسترسی بازرسان آژانس به سایت نظامی «پارچین» در نزدیکی تهران قائل شده است، وزیر خارجه ایران در مورد ادامه مذاکرات با آژانس ابراز امیدواری کرد
علی‌اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس، روز دوشنبه در نشست سفیران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در وین درباره امکان دسترسی بازرسان آژانس به «پارچین» گفت: «ابتدا می‌بایست چارچوب و مدالیته‌ای [یک برنامه کاری] با کلیه ملاحظات، مورد بحث و توافق قرار گیرد که در آن وظایف دو طرف کاملا مشخص باشد تا زمینه دسترسی و بازدید فراهم شود»
هیات بلندپایه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ریاست هرمان ناکارتس، معاون مدیرکل آژانس، در ماه گذشته دو بار به ایران سفر کرد و آژانس پس از آخرین سفر این هیات در بیانیه‌ای اعلام کرد که سفر کارشناسان آژانس به ایران نتیجه‌ای در برنداشته و مقام‌های ایرانی اجازه بازرسی منطقه نظامی پارچین را نداده‌اند
در واکنش به این بیانیه آژانس، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه گفت: «باید در نظر داشت این هیات، هیات بازرسان نیست بلکه هیات کارشناسی آژانس است که به ریاست معاون دبیرکل آژانس به ایران آمده‌اند. هدف از سفر بازرسی نیست بلکه مذاکرات و گفت‌وگو درباره‌ ادامه همکاری‌های میان ایران و آژانس است»
«آمریکایی‌ها خواهان رفتن به پارچین هستند»
پارچین منطقه ای نظامی واقع در جنوب شرقی تهران است و به گزارش روزنامه آمریکایی «لس‌آنجلس تایمز»، هیات مذاکره و بازرسی آژانس در پی آن بود که با بازدید از سایت پارچین مشخص کند که آیا آزمایش مواد منفجره در این مرکز با فناوری هسته‌ای در ارتباط بوده‌است یا خیر
علی‌اصغر سلطانیه در ارتباط با گزارش تازه آژانس گفته است: «تنها موردی که تا حدودی تاسف‌آور است این است که گزارش شده که به آژانس اجازه دسترسی به سایت نظامی پارچین داده نشده است»
به گزارش خبرگزاری مهر، وی افزود: «من واقعیت را می‌گویم و آن این است که اول اینکه همانطور که در گزارش عنوان شده گروهی که از آژانس به ایران آمده بودند بازرس نبودند. آنها از مقام‌های ارشد آژانس و از بخش‌های حقوقی سیاسی و فنی بودند و برای گفت‌وگو درباره مدالیته و چارچوب فعالیت‌های آتی ما به ایران آمده بودند که البته این خارج از بازرسی‌های عادی است»
نماینده ایران در آژانس گفت: «هدف این دو دوره گفت‌وگو در تهران نه بازدید نمایندگان آژانس مکان‌ها بلکه هدف گفتگو در چارچوب کاری مدالیته بوده‌ است»
علی‌اصغر سلطانیه در مورد بازدید از پارچین اظهار داشت: «آمریکایی‌ها خواهان رفتن به یک منطقه نظامی بدون هیچ گونه محدودیت هستند که این نه تنها برای ما بلکه برای همه نگران‌کننده‌است. آژانس وظیفه بازدید از مواد و مکان‌های هسته‌ای را دارد و برخورداری کشوری از موشک در حوزه اختیارات این نهاد نیست و من قاطعانه اتهامات غرب را که برنامه‌های موشکی ایران خطرناک است رد می‌کنم. هیچ کدام از فعالیت‌های ما به برنامه هسته‌ای نظامی ارتباطی ندارد»
علی اکبرصالحی: انتظار ادامه گفت‌وگوها را داریم
در همین حال، علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران، روز سه‌شنبه در حاشیه همایش مربوط به خلع سلاح هسته ای که با پشتیبانی سازمان ملل در ژنو سوئیس برگزار می شود به خبرنگاران گفت: «انتظار ما این است که گفت‌وگوهایی که آغاز شده ادامه یابد»
وی ادامه داد: «در مورد پیش‌نویس چارچوب اولیه‌ای که قرار است زمینه را برای یک نقشه راه جدید جهت ادامه کار آماده کند یک‌مقدار عدم توافق وجود داشت؛ اما ما خوش‌بین هستیم که دیدارهای پیش‌رو میان هیات بلندپایه آژانس و طرف ایران انشاءالله در مسیر درست حرکت کند»
وی بار دیگر تأکید کرد که موضع جمهوری اسلامی «پرهیز از رویارویی» است و اینکه ایران «تنها حقوق مسلم و قانونی خود» را می‌خواهد و از ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای خود «مطمئن است
یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در گزارش تازه‌ای که از برنامه هسته‌ای ایران تسلیم شورای حکام آژانس و  شورای امنیت سازمان ملل متحد کرده‌است بار دیگر نسبت به این برنامه ابراز نگرانی کرده و نوشته‌است: «هیات آژانس گفت‌وگوی فشرده‌ای با ایران داشته اما نتوانسته که درباره شفاف‌سازی موضاعات حل نشده، با ایران به توافقی دست یابد»
کاخ سفید نیز می‌گوید، گزارش تازه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهد ایران بر خلاف قطعنامه‌های شورای امنیت، غنی‌سازی اورانیوم را توسعه می‌دهد و اتحادیه اروپا نیز می‌گوید این گزارش، نگرانی‌ها درباره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران را افزایش داده‌است
ایران این نگرانی‌ها را بی‌اساس می‌داند و آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نیز این هفته بار دیگر اتهامات کشورهای غربی درباره نظامی بودن برنامه اتمی ایران را رد کرد



سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه برای مقابله با «تهدید ایران» راه اندازی شد

وب سایت رادیو فردا درمطلبی نوشت :يک فرمانده ارشد ارتش آمريکا راه اندازی سيستم رادار دفاعی ناتو در ترکيه را رسما تایيد کرده و گفته است که سربازان و کارشناسان نظامی آمريکا در منطقه مستقر شده اند

اين سيستم رادار دفاعی که بخشی از سامانه دفاع موشکی ناتو برای مقابله با خطرات احتمالی موشکی جمهوری اسلامی است در ۷۰۰ کيلومتری مرز ترکیه با ايران مستقر شده است
روسيه با استقرار سامانه دفاعی ناتو در چند کشور اروپايی مخالفت کرده و ايران نيز واکنشی تند به آن نشان داده است
سرتيپ مارک هرتلينگ، فرمانده نيروهای آمريکايی مستقر در اروپا می گوید که سيستم رادار دفاعی ناتو در جنوب ترکيه آماده شده و عده ای ازسربازان و کارشناسان آمريکايی هم در منطقه هستند
اين نخستين بار است که يک فرمانده ارشد آمريکايی استقرار اين سيستم را که بخشی از سامانه دفاع موشکی ناتو در اروپا است، تایيد می کند
خبرگزاری های ترکيه هم از استقرار سربازان آمريکايی در منطقه خبر داده و گفته اند که نيروهای آمريکايی به طور موقت در هتلی در شهر «مالاتيا» می مانند تا محل زندگی دائمی آنها در نزديکی سايت رادار ساخته شود
مقامات آمريکايی تا کنون اعلام نکرده اند که چه تعداد از سربازان و کارشناسان نظامی آمريکا به منطقه اعزام شده اند
سامانه دفاع موشکی ناتو از چندين سيستم دفاعی تشکيل شده که هر کدام از آنها در يکی از کشورهای اروپايی مستقر خواهد شد
فرمانده نيروهای آمريکايی در اروپا گفته است که واحدهای زمينی دفاع موشکی آماده عمليات هستند و همکاری های دائم با نيروهای دريايی و هوايی آمريکا نيز ادامه دارد
به گفته مارک هرتلينگ، فعاليت های مربوط به استقرار سامانه دفاع موشکی به خوبی و طبق برنامه پيش می رود
سيستم راداری که در ترکيه مستقر شده بخشی از سامانه دفاعی است که قادر است موشک های کوتاه برد و ميان برد را که در ارتفاع بسيار بالا پرواز می کنند شناسايی و رديابی کند
اين سيستم رادار دفاعی در منطقه «کورجيک » در ۶۰ کيلومتری شهر مالاتيا در جنوب شرقی ترکيه  مستقر شده است. اين منطقه ۴۰۰ کيلومتر تا آنکارا و ۷۰۰ کيلومتر تا مرز ايران فاصله دارد
سال گذشته دولت رجب طيب اردوغان با استقرار اين سيستم دفاعی که برای مقابله با تهديدهای احتمالی ايران طراحی شده است، موافقت کرد
به دنبال این موافقت، روابط آنکارا و تهران به تيرگی گرایيد و ايران از ترکيه درخواست کرد تا از استقرار سيستم دفاعی ناتو در آن کشور جلوگيری کند
سامانه دفاع موشکی ناتو که مرکز عملياتی آن درپايگاه هوايی «رم اشتاين» آلمان است در کشورهای لهستان، رومانی و اسپانيا نيز مستقر خواهد شد
روسيه هم با استقرار سامانه دفاع موشکی ناتو در اروپا مخالفت کرده است

اعتراض شدید هیئت موسس دانشگاه آزاد به اجرای حکم ریاست دانشجو

سایت جرس درمطلبی از اعتراض هیات امنا دانشگاه آزاد به انتخاب فرهاد دانشجو به عنوان رئیس جدید این دانشگاه خبر داد و نوشت : در پی ابلاغ و اجرای حکم ریاست دانشگاه آزاد توسط وزیر علوم (به نيابت از محمود احمدی نژاد به عنوان رئيس شورای عالی انقلاب فرهنگی)، دبیرخانه هیأت موسس دانشگاه آزاد طی اطلاعیه ای اعتراض خود را نسبت به روند انتخاب رئیس جدید این دانشگاه اعلام کرد.این هیات امنا همچنین دراطلاعیه خود این انتخاب را غیر قانونی خواند و اعلام کرد از نظر این هیات حضور فرها دانشجو دردانشگاه آزاد غیر قانونی است

خبرگزاری فارس، روز دوشنبه گزارش داده بود که بعد از مخالفت هاشمی رفسنجانی با انتصاب فرهاد دانشجو (برادر وزیر علوم) به ریاست آن دانشگاه توسط دولتی ها، محمود احمدی نژاد با استناد به مصوبه ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی، حکم رياست جديد را صادر کرد که متعاقب آن حکم، وزير علوم هم حکم را تأييد و ابلاغ نمود تا بدین ترتیب از روز دوشنبه فرهاد دانشجو عملا ریاست آن دانشگاه را از آن خود کند
نکته قابل توجّه دیگر اینکه از نظر حقوقی روشن است که امر نظارت از حقوق ذاتی و مسلم موسسان است که باید همواره بر عملکرد موسسه ای که بنیانگذاری کرده اند نظارت و اشراف داشته باشند اما در اساسنامه اخیر بسیاری از وظایف ذاتی هیأت مؤسس و بنیان گذاران دانشگاه  از این هیأت سلب شده است

۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

تحریف سخنان اصغر فرهادی توسط رسانه های نزدیک حکومت


سایت جـــرس درمطلبی درباره تحریف سخنان اصغر فرهادی درمراسم اسکار دررسانه های حکومت ایران نوشت : در پی موفقیت جهانی اصغر فرهادی، کارگردان فیلم «جدائی نادر از سیمین» و کسب جایزه اسکار، رسانه های وابسته به محافل نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، با تحریف سخنان این کارگردان مردمی و غیر حکومتی، گفته های وی را مصادره به مطلوب کردند.


خبرگزاری فارس در انعکاس سخنان فرهادی نوشت که وی ضمن تقدیم جایزه به ملت ایران، گفته است: "با افتخار و غرور این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم می‌کنم، مردمی که علی‌رغم تمام دشمنی‌ها و تنش‌هایی که طی ماه‌های اخیر بر سر برنامه هسته‌ای ایران میان غرب و ایران به وجود آمده برای تمامی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ارزش قائلند."



این درحالیست که شامگاه یکشنبه اصغر فرهادی هنگام سخنرانی کوتاه خود، با سلام به "ملت بزرگ ایران" خاطرنشان کرد که در زمانه‌ای که همه جا صحبت از جنگ است شنیدن نام ایران در چنین مکانی بسیار خوشایند است.


فرهادی بعد از دریافت جایزه اش از دستان سندرا بولاک، طی سخنانی اظهار داشته بود که: "ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند."


سایت رجاء نیوز، وابسته به محافل امنیتی و لباس شخصی ها نیز، در خصوص این موفقیت جهانی مدعی شده است که: "برخی صاحبنظران معتقدند دلیل توجه ویژه سینماگران سیاست‌زده هالیوودی به فیلم اصغر فرهادی، ارائه تصویری تاریک از تضادهای فرهنگی و مذهبی در ایران است که در فیلم اصغر فرهادی به وضوح به چشم می‌خورد و در جشنواره‌های پیشین نیز، همواره از برخی فیلم‌ها تقدیر شده که سیاست‌های دولت آمریکا را در داخل یا خارج از این کشور پیش برده‌اند اما برخی دیگر از صاحبنظران عنوان می‌کنند فیلم اصغر فرهادی واقعاً فیلم خوش ساختی است و این توجهات، به پاس خوش ساخت بودن فیلم "جدایی"، فیلمنامه آن و بازی خوب بازیگران، از آن فرهادی شده است."


خبرگزاری دانشجو نیوز ، وابسته به بسیج دانشجویی پیش از این موفقیت جهانی با ادعای اینکه "اهدای این جایزه به یک فیلم ایرانی از سوی آکادمی اسکار به داشتن انگیزه سیاسی آنان مربوط است"، مدیران برگزار كننده جشنواره اسكار را همسو با اهداف مورد نظر غرب و اروپا دانسته و نوشته بود: "فیلم فرهادی دو جریان روشنفكری و انقلابی كشورمان از سینمای ایران را در اسكار نمایندگی كند، حالا این سوال پیش می‌آ‌‌ید كه چرا جایزه بهترین فیلم خارجی را به اصغر فرهادی دادند؟"




نخستین اسکار سینمای ایران؛ جایزه بهترین فیلم خارجی در دستان فرهادی


وب سایت رادیو فردا درمطلبی نوشت :فیلم بسیار تحسین شده «جدایی نادر از سیمین» با دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی، نخستین اسکار را برای سینمای ایران به ارمغان آورد. آرتیست با دریافت پنج جایزه اصلی سرآمد اسکار هشتاد و چهارم بود و هوگو نیز با دریافت پنج جایزه دیگر خوش درخشید.

اصغر فرهادی که فیلم او به عنوان نخستین فیلم ایرانی در دو رشته در اسکار امسال نامزد دریافت جایزه بود، جایزه بهترین فیلم خارجی را از دستان سندرا بولاک دریافت کرد.

پیمان معادی، محمود کلاری، لیلا حاتمی و سارینا فرهادی اصغر فرهادی را در مراسم هشتاد و چهارمین دوره اسکار همراهی کردند.

آقای فرهادی به هنگام دریافت این جایزه، سخنانش را با سلام به «مردم خوب» سرزمینش آغاز کرد و گفت که «ایرانی های زیادی در سراسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند و تصور می کنم که خوشحالند. نه فقط به خاطر یک جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ، تهدید، و خشونت تبادل می شود، نام کشورشان ایران از دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده است.»

آقای فرهادی افزود که «من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى و کینه بیزارند.»

فیلم جدایی نادر از سیمین امسال بخت آن را داشت که اسکار دیگری را هم در رشته بهترین فیلنامه غیراقتباسی برای سینمای ایران به ارمغان آورد.

​​
با این حال در میان رقیبان قدرتمندی که برای کسب این جایزه صف کشیده بودند، وودی آلن برای فیلم نیمه شب در پاریس جایزه خود را از دستان آنجلینا جولی دریافت کرد.

. آنجلینا جولی همچنین اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را به فیلمنامه نویسان فیلم اولاد اهدا کرد

پاسخ صریح میرحسین موسوی به درخواست مجتبی خامنه ای در زندان سخن گفتن با مردم در یک برنامه زنده تلویزیونی


سایت جرس درخبری نوشت :حجت الاسلام سید مجتبی خامنه‌ای فرزند رهبر جمهوری اسلامی حدود یک ماه قبل (اوایل بهمن امسال ) در آستانه یک سالگی حبس غیرقانونی رهبران جنبش سبز به ملاقات مهندس میرحسین موسوی می‌رود. در این ملاقات ابتدا مجتبی خامنه ای به میرحسین موسوی می گوید برای مشورت آمده ام. میرحسین موسوی پاسخ می دهد در این شرائط با کسی مشورتی ندارم.


در نهایت مجتبی خامنه ای مطالبی با این مضمون به مهندس موسوی می گوید: شما کوتاه بیایید. وضعیت کشور خیلی بحرانی است.

مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به سخنان مشروح فرزند رهبر جمهوری اسلامی - که اطلاعی از آن در دست نیست - قاطعانه می گوید: «اولا پاسخ آنچه را شنیدم به مقام رهبری خواهم داد به شرطی که دوربین و شنودی در کار نباشد و در این دیدار هیچکس غیر از من و ایشان حضور نداشته باشد. ثانیا فرصتی به من داده شود تا در تلویزیون بطور زنده با مردم سخن بگویم.»

مجتبی خامنه ای بی آنکه به مقصود خود برسد با ناراحتی از زندان موسوی - که مشخص نیست کجاست - بیرون می آید.

چندین روز پس از این ملاقات مهم پس از چندین ماه بی خبری مطلق از وضعیت مهندس موسوی و خانم دکتر زهرا رهنورد تماس کوتاه تلفنی بین این دو همراه جنبش سبز و فرزاندنشان برقرار می شود. در همان ابتدای مکالمه و پیش از احوالپرسی، مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که: «هیچ چیز عوض نشده» و خطاب به فرزندان خود گفته است: «دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» خبر این مکالمه تلفنی مهم در روز سوم اسفند ۱۳۹۰ در سایت کلمه منتشر شد.

چند روز بعد آقای خامنه ای در روز جمعه ۱۴ بهمن ۹۰ خطبه های جنگی خود را ایراد می کند.

انتشار این خبر در جرس نزدیک دو هفته برای اطمینان از صحت آن به تاخیر افتاد. از مفاد این ملاقات مهم جز همین خبر کوتاه اطلاعی واصل نشده است. انتشار همین بخش از این ملاقات مهم را با همه ابهاماتش مناسب تر از عدم انتشار آن دانستیم. پاسخ میرحسین موسوی به درخواست فرزند رهبری بسیار روشن و صریح است. اینکه مجتبی خامنه ای به نمایندگی پدرش رهبر جمهوری اسلامی به ملاقات موسوی رفته یا این ملاقات ابتکار شخصی خود وی بوده است، مشخص نیست.

در هر دو صورت این ملاقات با چه هدفی صورت گرفته است؟ حداقل آن اطلاع از وضعیت میرحسین موسوی پس از تحمل یک سال حبس خانگی بوده است. آیا او متنبّه شده یا همچنان بر مواضع «فتنه گرانه» خود پافشاری می کند؟ احتمال دیگر کمک خواستن از موسوی در قبال بحران عمیق پیش روی کشور است، با چنین پیامی: برای حفظ امنیت کشور شما از مطالبات خود دست بکشید. اینکه کدام یک از دو احتمال یادشده محور سخنان مجتبی خامنه ای بوده است، خبری در دست نیست. تنها از پاسخ میرحسین می توان به برخی نکات دست یافت.

میرحسین موسوی هیچ پاسخی به پیک رهبری یا فرد متنفذ بیت رهبری نمی دهد. او می گوید پاسخ مشخص خود را تنها با خود آقای سیدعلی خامنه ای مقام رهبری در میان می گذارم. در حقیقت او از آنجا که از اوضاع بیرون از محبس خود بی خبر نگاه داشته شده، و احساس کرده این ملاقات تحمیلی می تواند دامی باشد برای سوء استفاده رژیم از آن، درخواستهای مجتبی خامنه ای را با ظرافت به درخواستی زیرکانه پاسخ داده است: سخن گفتن زنده با مردم از طریق تلویزیون. اگر بپذیرند که موسوی در موقعیتی طلایی با مردم راز درغلتیدن کشور به بحران را تشریح می کند و اگر نپذیرند ماهیت استبدادی خود را تثبیت کرده اند.

بعلاوه موسوی همچون کارشناسی باتجربه مذاکره با حاکمیت را رد نمی کند، بلکه می گوید طرف مذاکره با این همراه جنبش سبز شخص رهبری است نه هیچکس دیگر و البته مردم بلافاصله از طریق امین خودشان بطور زنده گزارش این دیدار را خواهند شنید. موسوی قاطعانه مذاکره در زندان را نمی پذیرد و درخواستهای مجتبی خامنه ای یا رهبری را اجابت نمی کند.

او در نخستین امکان تماس با فرزندانش بدون مقدمه نقشه محتمل زندان بانان را نقش برآب می کند. اگر قصد داشته باشند از این ملاقات تصویر دیگری واژگونه به مردم ارائه دهند، لذا قاطعانه پیشگیری می کند: «هیچ چیز عوض نشده، من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام.» انگار کسانی آمده اند تا او را به بهانه بحران از پیگیری مطالبات قانونی و برحق مردم منصرف کنند و او محکم ایستادگی می کند. او این احتمال را نیز می دهد که به دلیل نپذیرفتن درخواستهای رهبری یا پسرش همین ارتباط اندک تلفنی هرچند ماه یک بار با فرزندانش نیز قطع شود. لذا آنها را با خبر می کند میرحسین بر مواضعی که در منشور جنبش سبز و بیانیه هایش نوشته تا آخر ایستاده است.

اگر چه بخشهایی از این خبر مهم به دست ما نرسیده اما همین بخش اندک آنقدر گویا هست که مواضع محکم این همراه ارشد جنبش سبز را به اطلاع مردم برساند. شیر در زنجیر هم شیر است.

رویگردانی اصلاح طلبان از انتخابات، گامی دیگر به سوی فروپاشی





مجله فردوسی - همانگونه که پیش از این اشاره کرده‌ایم تقابل نیروها و گسیختگی امور در درون و فشارهایی که از بیرون وارد می‌شود، نظام جمهوری اسلامی را به سوی فروپاشی قطعی پیش می‌برد. بیانیه  شورای جبهه اصلاح طلبان مبنی بر عدم شرکت گروهها، احزاب و افراد اصلاح طلب در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی، نشانه جدا شدن اصلاح طلبان از حکومت بود که بدون شک شکاف در نظام اسلامی را عمیق‌تر می‌سازد و ضربه مهلک دیگری بر آن وارد می‌کند. هرچند ممکن است اصولگرایانی که امروز حکومت را به دست دارند و از سوی آیت‌الله خامنه‌ای حمایت می‌شوند، از اینکه رقبای خود را از صحنه بیرون کرده‌اند خوشحال باشند و این فرصت را برای افزایش اقتدارات خود مغتنم شمارند، امّا در نگاهی عمیق‌تر باید گفت نیروهای اصلاح طلب، همانطور که خامنه‌ای در یک سخنرانی در زمان دولت خاتمی گفت، یک بال از دو بال جمهوری اسلامی بودند و با کناره‌گیری آنها (یا به عبارت صحیح‌تر با کنار گذاشتن آنها) نظام حکومتی از ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی که بهرحال در اصلاح طلبان وجود داشت محروم می‌شود و معلوم نیست که بتواند مانند زمانی که از دو بال بهره‌مند بود، به پرواز ادامه دهد.
اصلاح طلبان که به ویژه در دو سال و نیم گذشته بشدت توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و قضایی سرکوب شده‌اند و آیت‌الله خامنه‌ای نیز آنان را طرد کرده است، در طول ماههای گذشته شرط و شروطی برای حضور خود در انتخابات تعیین کردند، که نه تنها مورد پذیرش حکومت قرار نگرفت، بلکه طی این مدت نیز حملات شدیدی از سوی مقامات ارشد و چهره‌هایی چون احمد خاتمی و احمد جنتی به آنها صورت گرفت که چرا بعد از آن خیانتی که در ماجرای انتخابات و جنبش اعتراضی کردند باز هم سودای شرکت در انتخابات دارند و تازه با کمال پررویی شرط و شروط هم تعیین می‌کنند.
با این همه پس از مدت‌ها کشمکش سرانجام شورای جبهه اصلاح طلبان طی بیانیه‌ای اعلام کرد که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نمی‌کنند، فهرستی نمی‌دهند و از هیچ کاندیدایی نیز حمایت به عمل نمی‌آورند. گرچه اصلاح طلبان این بیانیه را با قید احتیاطات لازمه و تاکید مکرر بر وفاداری خویش نسبت به نظام اسلامی امضاء کرده‌اند، ولی این تاکیدات صرفاً به منظور مصون ماندن از اتهامات و فشارهای بعدی صورت گرفته و هیچ تفاوتی در اصل رویگردانی این جناح گسترده از نظام ولایت فقیه ایجاد نمی‌کند. این رویکرد نسبت به انتخابات که در بیانیه جبهه اصلاحات حضور در آن «بی‌فایده و بی‌نتیجه» عنوان شده، اعترافی است ضمنی به اصلاح ناپذیری رژیمی که سال‌ها برای اصلاح آن تلاش کردند و به نتیجه‌ای هم نرسیدند.
واقعیتی که اصلاح طلبان پس از سال‌ها تجربه در جایگاه قدرت و سپس در جناح مخالف و به بهای جان باختن صدها نفر و زندانی و شکنجه شدن هزاران تن، امروز به آن دست یافته‌اند، برای کلیه آگاهان و ناظران مسائل ایران، از روز نخست روشن و آشکار بود و اگر شک و تردیدی هم در این زمینه وجود داشت، بخصوص پس از شکست حرکت اصلاحات، رفع شد. این را هم باید در نظر داشت که بخت با اصلاح طلبان یار بود که اصولگرایان حاکم راه ورود آنها به انتخابات را بستند، وگرنه اینان با چه رویی می‌توانستند مردمی را که هنوز داغ شکنجه بر تن دارند به حضور در انتخابات دعوت کنند و آنان را به پای صندوق‌های رأی بکشانند.
مشکلی که اصلاح طلبان داشتند این بود که می‌خواستند با جا به جایی افراد و احیاناً یک سلسله اقدامات صوری در آزادی‌های فردی و اجتماعی، ماهیت نظامی را که دیکتاتوری در ذات آن نهفته است تغییر دهند و به اصطلاح از شکم «دیکتاتوری» «دمکراسی» استخراج کنند. حال آنکه تناقض اساسی در بطن نظام «جمهوری اسلامی» است با این توضیح که «نظام جمهوری» در معنای کلاسیک و متداول آن به مفهوم حکومت مردم بر مردم است و «نظام اسلامی» در معنای سنتی، حکومت خدا بر مردم است که در آن ناگزیر باید قوانین و مقررات لایتغیری که از قرن‌ها پیش تعیین شده به اجرا گذاشته شود. به ویژه در نظام جمهوری اسلامی حاکم بر ایران از آن جا که کلیه مقدرات مملکت با اختیارات وسیع تنها به یک نفر به عنوان «ولی فقیه» سپرده شده، میزان تناقض مضاعف می‌گردد. خصوصیت دیکتاتوری و اصلاح ناپذیری رژیم اسلامی (به ویژه اصلاح در جهت دمکراتیک آن) از ذات و ساختار حکومت ولی فقیه و قانون اساسی آن برخاسته که بر اساس اصل 110، کلیه اختیارات مربوط به سرنوشت کشور و 75 میلیون نفر را به ولی فقیه که حکم سرپرست مردم را دارد اختصاص داده است. تجربه سه دهه اخیر نیز نشان داد که نه با تعویض رهبر و نه با جا به جایی رؤسای جمهوری و مسئولین اجرایی از بنی‌صدر و رجایی و موسوی گرفته تا هاشمی رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد، تغییر کارسازی در جهت آزادی و دمکراسی انجام نشد که هیچ، مرحله به مرحله نیز بر میزان تمامیت خواهی و حاکمیت مطلقه ولی فقیه افزوده گشت. با اختیاراتی که به ولی فقیه داده شده، همچنان می‌توان بر میزان دیکتاتوری افزود. اساساً بر مبنای فلسفه حکومتی آیت‌الله خمینی که در مکتوبات و اظهارات او کراراً ذکر شده، به طور کلی قوانین مورد لزوم برای اداره امور حکومت و جامعه از سوی خداوند وضع و از طریق وحی ابلاغ شده و حتی نیازی به وجود مجلس قانونگذاری در حکومت نیست. جلوه‌های دمکراتیکی نظیر تشکیل پارلمان و برپایی انتخابات برای تعیین رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس، مواردی بود که بنیانگذار رژیم اسلامی در بحبوبه انقلاب ناگزیر از پذیرش آن شد و امروز می‌بینیم که به تدریج در راه بی‌اثر کردن و بی‌رنگ کردن هرگونه نهاد انتخابی از جمله ریاست جمهوری و مجلس گام برداشته می‌شود.
بهرحال، امروز اصلاح طلبان به بی‌نتیجه بودن تلاش‌های خود و نیز به اصلاح ناپذیری نظام پی برده‌اند و این موجب خواهد شد تا بخشی از مردم ایران که حتی تا انتخابات ریاست جمهوری دهم در توهم اصلاحات بودند نیز بیش از پیش به لزوم تغییر رژیم پی ببرند و این می‌تواند راهگشای همبستگی و اتحادی بزرگ از ملت ایران برای گسترش مبارزات در جهت سرنگونی رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و برقراری نظامی مبتنی بر آزادی و دمکراسی باشد.
با آنکه اصلاح طلبان داخل کشور که به طور ملموس با تحولات درونی در ارتباط هستند و بسیاری از آنها در زندان به سر می‌برند به ابطال افسانه اصلاح طلبی گواهی داده‌اند و چهره‌هایی مانند مصطفی تاج‌زاده معاون وزارت کشور دوره اصلاحات که در زندان است به صراحت بر بطالت این افسانه تاکید ورزیده‌اند، باز هم هستند شماری از مقامات و مسئولین دولت اصلاحات که به خارج گریخته‌اند و در آرزوی دست یابی به پست و مقام از دست رفته همچنان سنگ اصلاحات را به سینه می‌زنند و از راه دور می‌خواهند نظام را اصلاح کنند. و نیز هستند برخی سیاست بازان سودجو که در آمریکا و اروپا برای جوش دادن رابطه غرب با جمهوری اسلامی لابی می‌کنند که رژیم اسلامی را بر سر پا نگاه دارند.
بگذار اینان در سودای خام خویش باشند. نه تغییری در اساس دیکتاتوری نظام به وجود خواهد آمد و نه امکانی برای مصالحه جمهوری اسلامی با غرب باقی مانده است. راه اکثریت ملت ایران از این گروههای سودجو جداست.


دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار و دبیر شورای دمکراسی برای ایران

محمد نوری زاد به مهدی خزعلی؛ مرگ تو برای کرکس ها سنگین نیست، بمان و اعتراض کن



سایت کلمه نامه محمد نوریزاد به مهدی خزعلی را منتشر کرد . دراین نامه نوریزاد نویسنده و جهادگر در نامه ای دیگر به مهدی خزعلی زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ اوین که ۵۰ روز است در اعتصاب غذا به سر می برد نوشته است: مهدی عزیز، نیستی ببینی: جسم شهر را آذین بسته اند، و روحش را با چاقوی نازک انشقاق، شقه شقه کرده اند. شهر را برای انتخابات جمعه ای که در راه است، آراسته اند. با همان شعارها و چهره های تکراری. انتخاباتی که به دور از تمایل و خواست و حضور و رضایت میلیونها معترض به سمت همان جایی که باید برود شتاب می کند.

به گزارش کلمه در بخشی از این نامه آمده است: مهدی عزیز، من نمی گویم اعتصابت را بشکن، نه، اما به این بیندیش که برای کرکس ها فرقی نمی کند که این لاشه متعلق به ردپای هزار هزار شهید و هزار هزار انسان آرزو به دل باشد، یا جنازه ی مهدی خزعلی. وقتی جماعتی بلندگو به دست می گیرند و با فریاد شهید و ایران و ایرانی و آینده، برای خود بساط می آرایند و به روح هر چه شهید و روان هرچه ایرانی و شهروند این سامان خراش می اندازند، خراش انداختن به جسم تو که برای آنان دشوار نیست. برای جماعتی که ضایعه را در چهارستون این کشور می بینند و آن را آرامش و امن تبلیغ می کنند، دفن خواسته های تو و یک ملت که برایشان سنگین نیست.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

نیستی ببینی!

مهدی عزیز، نیستی ببینی: جسم شهر را آذین بسته اند، و روحش را با چاقوی نازک انشقاق، شقه شقه کرده اند. شهر را برای انتخابات جمعه ای که در راه است، آراسته اند. با همان شعارها و چهره های تکراری. انتخاباتی که به دور از تمایل و خواست و حضور و رضایت میلیونها معترض به سمت همان جایی که باید برود شتاب می کند.

مهدی عزیز، نیستی ببینی حداقل پانزده میلیون معترض، به تماشا ایستاده اند. و میدان داران عرصه ی شعار، که عرصه را خالی از رقیب یافته اند، چه هیاهوها که نمی کنند. در شعارهای تبلیغاتی، یکی از شعارگران به افق روشن کشورمان اشاره کرده، دیگری از آینده ای که پیشرفت های ما رشک دیگران را برانگیزد، و آن یکی از ایجاد شغل، این یکی از صادرات غیرنفتی، این روحانی از هویت دینی، دیگری از عزت، خلاصه شعار از پس شعار. همان که مرسوم این سالهای ما بوده است. چه بگویم که معرکه ای پرداخته اند ماورایی! بیا و بنگر!

مهدی عزیز، نیستی ببینی تن و بدن کشورمان ایران را چگونه به دندان می کشند. آن یکی به اسم سردار، این یکی به اسم طرفدار، آن یکی به اسم روحانی، این یکی به رسم جسمانی.

مهدی عزیز، نیستی ببینی ما به کاری دست یازیده ایم که هیچ کشوری بدان روی نمی برد. ما با راهی کردن این انتخابات، علناً به آن پانزده میلیون نفر دهن کجی می کنیم و رو به آنان می غریم: گور پدر همه ی شما. چه در انتخابات شرکت بکنید و چه نکنید. و البته ته دلشان می گویند: چه بهتر. عرصه به تمامی در اختیار خودمان است. عرصه که می گویم، تو برو به هر سوراخ فراخی بنگر که بیخ گوش قانون حفر کرده اند تا از همان سوراخ، لاشه ی فرصت های کشور را به دوش برند و بساط خود بیارایند.

مهدی عزیز، من نمی گویم اعتصابت را بشکن، نه، اما به این بیندیش که برای کرکس ها فرقی نمی کند که این لاشه متعلق به ردپای هزار هزار شهید و هزار هزار انسان آرزو به دل باشد، یا جنازه ی مهدی خزعلی. وقتی جماعتی بلندگو به دست می گیرند و با فریاد شهید و ایران و ایرانی و آینده، برای خود بساط می آرایند و به روح هر چه شهید و روان هرچه ایرانی و شهروند این سامان خراش می اندازند، خراش انداختن به جسم تو که برای آنان دشوار نیست. برای جماعتی که ضایعه را در چهارستون این کشور می بینند و آن را آرامش و امن تبلیغ می کنند، دفن خواسته های تو و یک ملت که برایشان سنگین نیست.

مهدی گرامی، بجای فروخفتن و خاموشی، بپای خیز و انرژی ات را برای فرداهای پرحادثه ی این سرزمین فلک زده ذخیره کن. مردن را برای آنانی بگذار که مستحق مرگ اند. آنانی که خود بخود با اعمال و رفتارشان به سوی مرگی محتوم پیش می دوند. تو بمان برای فردایی که به تو چشم دارد.

مهدی عزیز، قبول که با مرگ اینچنینی تو، زندگی بر درِ این ملک خواهد کوفت، اما اگر زنده بمانی، زندگی با همه ی عشوه های فرحبخش خود به پیشباز ما خواهد آمد. در کوفتن کجا و فرحبخشی زندگی کجا؟ تو اگر زنده بمانی، ما با تو یاد خوبان این سرزمین را و یاد همت ها و باکری ها را زنده خواهیم کرد و لقمه های چرب و شیرین را از گلوی مکاران بیرون خواهیم کشید، اما تو اگر بروی، خشم های ما به فرسودگی منجر خواهد شد. تو اگر بمانی ما با هم به ترسیم آینده خواهیم نشست، تو اگر بروی ترسیم آینده دچار خفگی خواهد شد.

مهدی گرامی، من هم اگر جای تو بودم به همین راهی می رفتم که تو می روی، اما بمان و فراتر از خودت وافقی که متصور آنی، به مردمی بیندیش که آن سوتراز تمایل واراده ی تو، خواستارحیات وسرزندگی تواند. بویژه خانواده ات. که همچنان تو را درکنار خود می خواهند. تا بمانی و بنویسی و اعتراض کنی. خانواده ای که پا به پای تو این راه را پیموده و همچنان مهیای پیمودن است. شاید بگویی حیات و سرزندگی من همین است. که بمیرم پیش از آنکه مرا بکشند. می گویم: گرامی، میوه ی نارس را مچین. بگذار این ثمربرسد. که اگر وقتش رسید، خودش به یک نسیم فرو می افتد. شتاب مکن. شتاب، گاه آسیب زا نیز هست.

و یک کلام: به کوری چشم آنانی که مرگ تو را خواهانند، بمان و بنویس و اعتراض کن!

محمد نوری زاد/ هشتم اسفندماه سال نود

پوسیدگی از درون و فشار از بیرون رژیم ولایی در سراشیب سقوط



مجله فردوسی - فشارهای فزاینده بین‌المللی بر رژیم اسلامی که روز به روز شدت و وسعت بیشتری می‌گیرد حکومت ایران را هرچه بیشتر به سوی انزوای جهانی می‌‌برد و زمینه فروپاشی آن را فراهم می‌سازد و به عقیده بسیاری از تحلیلگران و ناظران مسائل ایران، سرانجام رژیم را به زانو در می‌آورد و سقوط آن را سبب می‌شود.
در تأثیر این فشارهای فلج کننده و نفس گیر هیچگونه تردیدی نمی‌توان کرد، امّا باید در نظر داشت که این فشارهای بیرونی از آن رو می‌تواند یک دگرگونی اساسی و سرنوشت‌ساز را موجب شود که با پوسیدگی رژیم اسلامی از درون و ضعف و فتوری که در سی و دو سال گذشته سابقه نداشته، همزمان و همراه شده است. بعد از بریتانیا و آمریکا که بانک مرکزی جمهوری اسلامی را تحریم کردند اینک بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا نیز نه تنها خود را برای تحریم سیستم بانکی ایران آماده می‌کنند بلکه مسأله تحریم خرید نفت از ایران را نیز به طور جدی در دستور کار قرار داده‌‌اند. در همین حال به دنبال حمله وحشیانه بسیجی‌ها به سفارت بریتانیا که توسط حکومت سازماندهی شده بود و به قطع روابط با انگلیس و تعطیل سفارتخانه دو طرف منجر شد، سایر کشورهای اروپایی نیز که احساس امنیت نمی‌کنند و نگران آنند که هر لحظه سفارتخانه و اقامتگاه سفیر و دیپلمات‌هایشان مورد تهاجم واقع شود، در صدد قطع یا کاهش روابط با ایران برآمده‌اند و نیز به تازگی وزیر امور خارجه هلند از فراخواندن سفرای اروپایی از تهران سخن گفته است. از سوی دیگر نهادهای بین‌المللی مانند آژانس انرژی اتمی، مجمع عمومی سازمان ملل، کمیته حقوق بشر و سازمان‌هایی نظیر عفو بین‌الملل فشارهای خود را بر رژیم حاکم ایران افزایش داده‌‌اند. تحریم سیستم بانکی طبعاً معاملات مالی و اقتصادی رژیم را فلج می‌کند و تحریم نفت نیز حکومت را از پول‌های بی‌حسابی محروم می‌کند که سال‌ها از یک سو صرف کمک به گروههایی نظیر حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی کرده تا جای پای خود را در منطقه محکم کند و از سوی دیگر به سرداران سپاه و بسیج و مقامات قضائی و امنیتی پرداخته تا صدای مخالفان را خفه کنند و سیستمی پادگانی و نظامی در کشور ایجاد نمایند.
طبعاً با این فشارها، رژیم اسلامی در تنگنا قرار خواهد گرفت امّا آنچه پروسه فروپاشی و سقوط را تکمیل می‌کند شرایط نابسامان و آشفته‌ای است که در درون کشور وجود دارد. واقعیت این است که اگر جمهوری اسلامی دچار تشتت و گسیختگی در داخل نبود و از درون نپوسیده بود، چه بسا می‌توانست فشارهای بیرونی را به نحوی از سر بگذراند. در هیچ کشوری که بر اساس همبستگی ملی اداره می‌شود و مردم حکومت را از خود می‌دانند و فاصله‌ای بین ملت و دولت نیست، نمی‌توان صرفاً با فشارهای خارجی و حتی جنگ، تغییرات اساسی ایجاد کرد. آیا می‌توان با چنین تحریم‌ها و فشارها فی‌المثل حکومت بریتانیا یا آمریکا را سرنگون ساخت؟ به یاد داشته باشیم که حتی حکومت فاشیستی هیتلر و حکومت استالینی شوروی هنگامی به زانو در آمدند و زیر فشارهای جهانی از هم پاشیدند که پوسیدگی و زوال تمام ارکان حکومت را فراگرفته بود.
اگر فشارهای بین‌المللی از چند سال قبل آغاز شده و در ماههای اخیر شکل‌جدی‌تری به خود گرفته و اکنون نیز در حال افزایش است، جمهوری اسلامی سال‌هاست که در درون زیر فشار اعتراض‌های مردمی قرار داشته و تنها با دست زدن به سرکوب خشونت‌بار و اعدام و زندان و شکنجه توانسته است خود را در برابر این فشارهای خردکننده محافظت کند. امّا امروزه علاوه بر نارضایتی و رویگردانی مردم از حکومت که به نحو بی‌سابقه‌ای شدت یافته، در سطوح بالای حکومت و در طبقه حاکمه نیز شاهد تفرقه‌ها و اختلافات بسیار شدیدی هستیم که تا کنون سابقه نداشته تا جایی که گروههای رقیب در حکومت درصدد حذف یکدیگر برآمده‌اند.
آیت‌الله خامنه‌ای به انگیزه تمرکز تمامی قدرت در ید ولی فقیه و ایجاد یک نظام پلیسی و امنیتی و نظامی که تنها از وی فرمانبرداری کند، طی سال‌های گذشته، شخصیت‌های برجسته و گروههای سیاسی را که به هر حال بخشی از حکومت بودند به تدریج حذف کرد و هم خود و هم نظام را از ظرفیت‌ها و توانایی‌هایی که این گروهها و طبقات سیاسی در جذب مردم داشتند محروم ساخت. هاشمی رفسنجانی و هواداران او که بخش بزرگی از روحانیون و سیاسیون را تشکیل می‌دهند، محمد خاتمی و گروه اصلاح طلبان که بخش‌های روحانی و سیاسی وسیعی را شامل می‌شدند و سال‌ها توانستند پیوند مردم را با رژیم به امید اصلاحات حفظ کنند، امروزه نه تنها با نظام همکاری نمی‌کنند، بلکه عملاً در مقابل نظام ایستاده‌‌اند و سخنگویان و کارگزاران رژیم مانند جنتّی و مصباح یزدی آنها را به خیانت و مزدوری برای آمریکا و تلاش برای استحاله و فروپاشی نظام متهم می‌کنند.
رهبر نظام این نیروهای سیاسی را به انگیزه ایجاد حکومتی یک دست از عوامل مطیع و منقاد خود، از اطراف خویش پراکنده کرد، و احمدی‌نژاد و یاران او را با هزینه کردن از اعتبار و جایگاه ولایت فقیه بر مسند ریاست جمهوری و مناصب اجرایی نشاند، امّا نه تنها نتیجه‌ای نگرفت، بلکه امروز احمدی‌نژاد و یاران او نیز به شکل معضل دیگری برای خامنه‌ای و نظام ولایت فقیه تبدیل شده‌اند. خامنه‌ای به ویژه در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 تمامی اعتبار و نفوذ خود را برای تثبیت احمدی‌نژاد هزینه کرد. به تقلب در انتخابات و فروریختن آبروی نظام تن در داد، حتی شخصاً در نماز جمعه 29 خرداد 88 به صراحت دستور قتل و کشتار صادر کرد و علناً تیغ بر روی مردم کشید، به امید آنکه با استفاده از این رئیس جمهور میان مایه و پرسرو صدا که ابائی از تهمت زدن و حمله به این و آن ندارد، از یک سو رقبای سیاسی مانند رفسنجانی و خاتمی و کروبی و ناطق نوری و حسن روحانی را بی‌آبرو و مفتضح سازد و از سوی دیگر دولتی مطیع و فرمانبردار در اختیار داشته باشد که اگر ولی فقیه گفت خبر بیاور، او سر بیاورد!
امّا این محاسبه خامنه‌ای غلط از آب درآمد و تیری که انداخته بود به سوی خودش کمانه کرد. احمدی‌نژاد و تیم او هر چند که در بی آبرو کردن شخصیت‌ها و چهره‌های پرسابقه نظام سنگ تمام گذاشتند و حتی آنان را به جبهه مخالفان و دشمنان نظام سوق دادند، ولی به هر دلیل حاضر نشدند نقش آلت فعل را داشته باشند و مجری مطلق اوامر رهبر گردند. بدین ترتیب از ماجرای عزل حیدر مصلحی وزیر اطلاعات و صدور حکم ابقاء او از طرف رهبر و آن خانه نشینی یازده روزه احمدی‌نژاد، وضعیت به طور کلی دگرگون شد و از آن زمان، ولی فقیه جبهه جنگ دیگری، این بار علیه رئیس جمهوری نظر کرده خود و دولت او باز کرد که این جنگ و نزاع همچنان ادامه دارد. نهادهای حکومتی مانند قوه قضائیه و مجلس، وزارت اطلاعات، سازمان بازرسی و نیز ائمه جمعه و سخنگویان رژیم که پیش از این به دستور خامنه‌ای در مقابل سوءمدیریت و خرابکاری‌های احمدی‌نژاد و باند او نه تنها سکوت بلکه ستایش می‌کردند، در طول هشت ماهه گذشته لحظه‌ای از حمله به احمدی‌نژاد، مشایی و دیگر یارانش فروگذار نکردند که نمونه آن را در ماجرای فضاحت بار بازداشت علی اکبر جوانفر مشاور احمدی‌نژاد و دست بند زدن به او مشاهده کردیم. کار به جایی رسیده است که احمدی‌نژاد را (با آن همه حمایتی که خامنه‌ای از او به عمل آورد و مخالفانش را به بی‌بصیرتی متهم ساخت) جزو دشمنان نظام قلمداد می‌کنند و از جمله مهدی طائب فرمانده قرارگاه عمّار یاسر می‌گوید احمدی‌نژاد در صدد براندازی نظام است.
تصویری که امروز از وضعیت نیروهای سیاسی و شخصیت‌های نظام اسلامی در مقابل چشم است حکایت از پوسیدگی و فروپاشی درونی می‌کند. اصلاح طلبان داخل (بجز عوامل اعزامی به خارج که در سایه سار امن دمکراسی‌های غربی همچنان درصدد اصلاح رژیم از راه دور هستند) به طور کلی از نظام رویگردان شده و بسیاری از آنان همچنان در زندان به سر می‌برند و یا تحت محاکمه قرار دارند. در میان اصولگرایانی که قرار بود حکومت یکدست تشکیل دهند نیز به شدت اختلاف افتاده و گذشته از اینکه در مقابل احمدی‌نژاد صف آرایی کرده‌اند، در درون خودشان هم به شدت تفرقه ایجاد شده است. علی خامنه‌ای که قاعدتاً باید به عنوان ولی فقیه حرف و کلامش فصل‌الخطاب باشد، آنچنان از نظر سیاسی و اجتماعی بی‌اعتبار شده که برای تثبیت قدرت خود فرمان حمله به سفارت بریتانیا را می‌دهد امّا نمی‌تواند قضیه را جمع و جور کند و ناچار وزیر خارجه را برای عذرخواهی به آلمان می‌فرستد.
در مقطع کنونی، رژیم اسلامی، مشروعیت شرعی، مردمی و سیاسی خود را کاملاً از دست داده است. از نظر اداره امور کشور دچار آشفتگی و گسیختگی سیاسی شده و این در حالی است که طرح‌ها و برنامه‌های نسنجیده و ناپخته اقتصادی نیز مملکت را به فلاکت کشانده است. ادامه این وضع فروپاشی نظام را خواه ناخواه می‌تواند رقم بزند. اینک که فشارهای بین‌المللی نیز شدت یافته، روند این فروپاشی تسریع خواهد شد.

دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار و دبیر شورای دمکراسی برای ایران

بازجویی از سه ایرانی دیگر در تایلند در ارتباط با انفجارهای اخیر بانکوک


وب سایت رادیو فردا درگزارشی نوشت :پلیس تایلند روز دوشنبه از بازجویی نیروهای انتظامی این کشور از سه شهروند دیگر ایرانی در ارتباط با اتهام مربوط به «کشتن دیپلمات‌های اسرائیلی» در بانکوک، خبر داد.

پیا اوتایو، از مقام‌های ارشد پلیس تایلند، با اشاره به یک رشته انفجار که در تاریخ ۱۴ فوریه در یکی از محلات مسکونی بانکوک روی داد به خبرگزاری فرانسه گفت «اطلاعاتی داریم که این سه فرد ممکن است با آن انفجارها مرتبط باشند.»

پلیس بانکوک روز یک‌شنبه به دو اتاق یک برج مسکونی در شرق بانکوک وارد شده و این سه شهروند ایرانی را برای بازجویی به همراه خود برده‌است. با این حال پیا اوتایو افزود که هنوز رسماً اتهامی به این سه فرد وارد نشده‌است.

این مقام پلیس تایلند در ادامه گفت که یکی از این سه تن به نام «سید مهرداد مدنی» به خاطر اینکه بیش از مدت ویزای خود در خاک تایلند مانده بازداشت شده و سابقه دو فرد دیگر هنوز در دست بررسی است.

ظهر سه‌شنبه، ۲۵ بهمن‌ماه، به وقت محلی تایلند در پی انفجارهایی در یک خانه تیمی در بانکوک، سه ایرانی در حالی که به گفته شاهدان محلی زخمی بودند، از این خانه گریختند.

پلیس تایلند دو تن از این افراد را به نام‌های سعید مرادی و محمد خزایی در تایلند دستگیر و آنها را به بمب‌گذاری علیه اهداف اسرائیلی متهم کرد؛ اتهامی که ایران رد کرده‌است.

رسانه‌های تایلند می‌گویند که شماره‌های ضبط شده در تلفن همراه «سید مهرداد مدنی» نشان می‌دهد که وی با دو تن فرد بازداشت شده در رابطه با انفجارهای یادشده در تماس مکرر بوده‌است.

به نوشته خبرگزاری رویترز، «سید مهرداد مدنی» در روز رخ دادن انفجارها در مقابل ساختمان سفارت اسرائیل در بانکوک منتظر ایستاده بوده‌است. وی ارتباط خود با این انفجارها را رد می‌کند.

نیروهای انتظامی اوایل ماه جاری نیز شهروند ایرانی دیگری را به نام «مسعود صداقت‌زاده» در مالزی دستگیر کردند و برای دو ایرانی دیگر که گفته می‌شود خاک این کشور را ترک کرده‌اند حکم جلب صادر شده‌است.

پلیس تایلند هنوز در حال بررسی برچسب‌های مشکوکی است که در نقاط مختلف مسیری ۱٫۵ کیلومتری در مرکز شهر بانکوک پیدا شده و بر روی آنها واژه «سِجیل» نوشته شده‌است.

رسانه‌های تایلند از احتمال نشانه‌گذاری اهداف حمله چهاردهم فوریه توسط این برچسب‌ها خبر می‌دهند اما ویبون بانگتامای، کمیسر پلیس مهاجرت تایلند به رویترز گفت که ارتباط این برچسب‌ها با انفجارهای یادشده هنوز مشخص نیست و پلیس در حال بررسی «دی‌ان‌ای» پیدا شده بر روی برچسب‌ها است.

پروپان داماپونگ، رئیس پلیس بانکوک پیش از این گفته‌است که عملیات انفجار در بانکوک شباهت‌هایی با آن چه در دهلی نو و تفلیس انجام شده دارد و طبق بررسی‌ها مشخص شده که «به طور قطع»، هدف این حملات، دیپلمات‌های اسرائیلی بوده‌اند.

در هفته‌های اخیر دیپلمات‌های اسرائیلی در هند و گرجستان هدف بمبگذاری قرار گرفتند. در دهلی نو خودرویی که همسر یک دیپلمات اسرائیلی را منتقل می‌کرد منفجر شد و در تفلیس، قبل از این که بمب مغناطیسی متصل شده به خودروی سفیر اسرائیل منفجر شود، ماموران توانستند آن را خنثی کنند.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل به سرعت واکنش نشان داده و ایران را به دست داشتن در این حملات متهم کرد. وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش هرگونه دست داشتن در این حمله‌ها را تکذیب کرد. حزب‌الله لبنان نیز دست داشتن در این بمب‌گذاری‌ها را رد کرده‌است.

در پی انفجارهای مذکور در بانکوک، کشور تایلند هفته گذشته این احتمال را مطرح کرد که برای ورود ایرانیان و شهروندان سایر «کشورهای مشکل‌آفرین» محدودیت‌هایی قائل شود؛  هم‌اینک اعلام شده که دادن روادید در فرودگاه های تايلند به ايرانيان ممنوع شده‌است