در ماه گذشته مصطفی احمدی روشن به دست عده ای ناشناس ترور
شد و مطابق معمول دولتمردان ایران انگشت اتهام را به سوی امریکا، انگلیس و اسرائیل
گرفتند و ترور مصطفی احمدی را محصول دشمنی و عناد دیرینه ایادی استکبار(!)
دانستند. سران ایران عادت به بزرگ نمایی دارند و از این بزرگ نمایی ها همواره در
جهت انحراف اذهان عمومی حداقل در داخل ایران سودها برده و می برند. به همین دلیل
برخلاف ادعاهای موجود در دست داشتن سرویس های اطلاعاتی کشورهای نام برده، جمهوری
اسلامی نیز خود یکی از متهمان ماجراست.
وزارت اطلاعات ایران که از یافتن عاملان واقعی حوادثی
اینچنینی عاجز و ناتوان است، برای پوشش نهادن بر ناتوانی خود به متهم کردن دیگران
بسنده می کند. هرچند این وزارتخانه مدعی داشتن مدارکی علیه کشورهای نامبرده است،
مستندات ارائه شده تنها بر پایه حدس و گمان و فاقد ارزش و وجاهت قانونی است. بی
تردید وزارت اطلاعات ایران نیز به تبعیت از رهبر خود یک وزارتخانه متوهم است که بر
پایه توهمات و حدسیات، زندگی را بر مردم ایران بخصوص مخالفان و معترضان داخلی و
گاه اتباع خارجی سخت و افراد را به بهانه های مختلف و بی بنیاد راهی بازداشتگاه ها
و زندان ها کرده است و می کند. ترور مطفی احمدی روشن بیش از پیش ضعف و ناتوانی
وزارت اطلاعات ایران را آشکار ساخت، وزارتخانه ای که برخلاف وظیفه و کارکرد اصلی
اش که باید حافظ امنیت و کیان مردم باشد به هیولایی برای ارعاب و شکنجه تبدیل شده
است.
مصطفی احمدی روشن دانش آموخته رشته مهندسی شیمی دانشگاه
صنعتی شریف بود. هرچند میان مهندسی شیمی و رشته هایی نظیر نفت، گاز، صنایع پلیمر،
شیمیایی معدنی و حتی صنایع غذایی ارتباط وجود دارد، یک فارغ التحصیل مهندسی شیمی
را نمی توان بطور خاص دانشمند هسته ای نامید مگر آنکه مرحوم احمدی روشن را به
عنوان یک نابغه در حوزه دانش به حساب بیاوریم که کارنامه پژوهشی و علمی ایشان چنین
چیزی را نشان نمی دهد. هم از این رو به عنوان معاون بازرگانی تاسیسات هسته ای نطنز
مشغول به فعالیت بود و چنانکه پیداست از معاون بازرگانی تا دانشمند هسته ای فاصله
بسیار است. با این همه جمهوری اسلامی در شیون های پس از عزا از احمدی روشن به
عنوان دانشمند هسته ای پیرو ولایت و شرکت کننده در راهپیمایی نهم دی ماه و ... یاد
می کند تا از یک سو نشان دهد دولتمردان ایران در تربیت دانشمندان موفق عمل کرده
اند، و از سوی دیگر پیشاپیش، دامن خود را از اتهام دست داشتن در این ترور پاک جلوه
دهد.
پرسش بسیار مهم این است با توجه به تجربه هایی که جمهوری
اسلامی در از دست دادن ـ به قول خودش ـ دانشمندان هسته ای دارد و اگر این افراد به
لحاظ علمی حائز ارزش و وجاهتی هستند، چرا همین وزارت اطلاعات برای حفاظت از آنان
کس یا کسانی را نمی گمارد؟ وقتی افراد بی ارزش در ایران محافظان شبانه روزی دارند،
چگونه است که برای دانشمندان، دانشمندانی که به سبب فعالیت هایشان اینگونه در معرض
خطرند، محافظانی در نظر گرفته نمی شود؟ واقعیت آن است که به رغم تبلیغات سران
جمهوری اسلامی، مصطفی احمدی روشن، در حوزه دانش هسته ای، پژوهشگر و دانشمند نبوده
است.
جمهوری اسلامی می خواهد تا با ماجرای اخیر باز هم حساب های
دیرینه خود را با غرب تسویه کند به همین دلیل در نهایت ضعف، به کشورهای دیگر می
پردازد، کاری که در عمر سی و چند ساله جمهوری اسلامی به دفعات تکرار شده است. سران
ایران از ضعف خود در برابر قدرت های بزرگ دنیا
خبردارند، امّا از سوی دیگر گرفتار توهم نیز هستند توهمی که همواره بذر
کینه و دشمنی را با کشورهای قدرتمند دنیا در دل آنان کاشته است و می کارد.
در راستای این تهدیدها دولتمردان نظامی و غیرنظامی ایران
سخن از پاسخ دادن به این اقدام به عمل آورده اند. برای انجام چنین کاری چند گزینه
پیش روی ایران است؛ سران ایران به سازمان ملل متحد شکایت می برند، امّا آیا سازمان
ملل با استناد به اتهام واهی دولتی که خود نیز از قضای روزگار متهم به حمایت از
تروریسم است، اعتنایی خواهد کرد؟ گزینه دیگر اقدام به واسطه کمک متحدان قدرتمند
است. سران ایران به این موضوع واقفند که دوستان پرقدرتی نیز ندارند تا بتوانند با
کمک آنان پاسخ دندان شکنی به غرب بدهند. به سبب سیاست های مداخله جویانه ایران در
کشورهای دیگر، دوستی هم در منطقه برای ایران جز سوریه و گروه های لبنانی و فلسطینی
باقی نمانده است، سوریه هم که خود درگیر و دار ماندن و و رفتن توان خوش خدمتی
ندارد، البته گروه لبنانی، همانطور هم که پیش از این اشاره کرده بود تحرکاتی را به
تحریک ایران در اسرائیل انجام می تواند بدهد. بخش دیگری از پاسخ مورد اشاره جمهوری
اسلامی می تواند به شاخه قدس سپاه پاسداران ایران محول شود. بنابراین سران ایران
تلویحاً به این موضوع اذعان دارند که بر بنیاد توهمات خود دست به انتقام جویی می
زنند بدون آنکه جرمی به واقع اثبات شده باشد. این منش جمهوری اسلامی است به همین دلیل سال هاست که مخالفان داخلی تنها
بر اساس اتهام های واهی زندانی، شکنجه و حتی اعدام می شوند.
دشمن تراشی در داخل و خارج و بسیج افکار عمومی علیه آنان،
روال همیشگی جمهوری اسلامی است. در پیگیری چنین سیاست متوهمانه ای ایران فرصت
طلایی رابطه با آمریکا را در اوایل دوران ریاست جمهوری باراک اوباما از دست داد.
سال هاست که مردم ایران تاوان بیماری بدبینی رهبران خود را می دهند، بدبینی ای که
ریشه در جهل و ناتوانی از تحلیل اوضاع
جاری در دنیا دارد. در راستای همین توهم و دشمن انگاری، چماق بدستان حکومت از
دیوار سفارت انگلستان بالا می روند رابطه میان دو کشور را به هم می ریزند و آب از
آب هم تکان نمی خورد. سال هاست که بسیاری از افراد در دادگاه های ایران به اتهام
اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام مجرم شناخته شده و راهی زندان می شوند یا
در نهایت راهشان به طناب دار می رسد اما هیچ کس مزدوران دزدی را که از دیوار خانه
کشوری دیگر بالا رفتند در کسوت ضربه زنندگان به امنیت ملی ندید.
در ماجرای ترور مصطفی احمدی روشن، علاوه بر تهدیدهایی که به
آنها اشاره رفت افراد و گروه های مختلف پیام هایی برای تسلیت و دلداری داده اند و
از آن میان آنچه از چشم محققان و تحلیلگران پوشیده مانده، بیانیه سپاه پاسداران
جمهوری اسلامی بود، اطلاعیه ای که نکته بسیار مهمی را در خود داشت و من آن را
اعتراف نامه می خوانم. در پایان این بیانیه آمده است: «ادامه خط ترور علیه متفکران
و دانشمندان هسته ای ایران از سوی مراکز جاسوسی و تروریست پرور غربی – صهیونیستی،
هیچ گونه خللی در 'دفاع مقدس هسته ای' ملت ایران و تداوم راه افتخار آمیز شهیدان
عالیقدر هسته ای به ویژه شهید احمدی روشن توسط جوانان پر شور و مراکز علمی و
دانشگاهی حماسه ساز کشور وارد نکرده و دشمنان انقلاب و نظام اسلامی بدانند پروژه
شکست خورده تحریم، تهدید و ترور هرگز قادر نخواهد بود هدف و مسیر بالندگی و
درخشندگی ایرانیان مقتدر و با اراده را منحرف و یا کند سازد.»
سال هاست که کشورهای دنیا فریاد می زنند ایران در پی دست
یابی به سلاح هسته ای است و سران جمهوری اسلامی همواره چنین موضوعی را انکار کرده
اند، امّا چنانکه در اطلاعیه سپاه می بینیم سخن از دفاع مقدس هسته ای رفته
است. ایران که مدعی استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است چگونه فعالیت های هسته
ای خود را دفاع هسته ای می نامد؟ دفاع در مقابل چه چیزی؟ چنانکه می دانیم سران
ایران از این واژه به جای واژه جنگ و حمله استفاده می کنند از اینرو سال های جنگ
با صدام در تقویم و تاریخ جمهوری اسلامی، سال های دفاع مقدس خوانده می شود. سپاه پاسداران ایران خودآگاه یا ناخودآگاه به
فعایت های خود برای دست یابی به سلاح هسته ای اعتراف می نماید. آیا سپاه، دنیا را
تهدید به جنگ با سلاح هسته ای نمی کند؟
چنانکه پیش از این اشاره کردیم سپاه می داند توان نظامی اش با توان کشورهای
دنیا برابر نیست. از آنجایی که سران ایران به هیچ قاعده اخلاقی پایبندی ندارند،
بنابراین تا پیش از آنکه دیر بشود باید به فریاد مردم ایران که قربانیان اصلی
مقاصد شوم رهبران ایرانند، رسید.
متاسفانه باور سران ایران بر این بنیاد استوار است که «چون
من نباشم ایران هم مباد» بنابراین برای ماندن بر اریکه قدرت دست به هرجنایتی
خواهند زد. دنیا باید بداند در صورت دست یابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، قربانیان
اصلی، مردم ایران خواهند بود زیرا چنانکه آمد ایران توان برابری با نیروی دیگر
کشورها را ندارد بنابراین دست به گروگان گیری مردم ایران خواهد زد، همانطور که کره
شمالی مردم کشورش را به گروگان گرفته است. تا پیش از این کار باید با حمایت از
جنبشهای اعتراضی فعال در بدنه اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ضمینه تغییر در نظام سیاسی
حاکم بر ایران را فراهم نمود .
دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار و دبیر شورای دمکراسی برای ایران

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر