مرور عملکرد مجلس ایران بخصوص در دو دوره اخیر که میدان برای
اصولگرایان باز بوده و تصفیههای آنچنانی به دست شورای نگهبان صورت گرفته، نشان میدهد،
مجلس تنها به یک عروسک خیمهشببازی برای اثبات نظام تبدیل شده است. در واقع انتخابات،
برای مسؤولان جمهوری اسلامی از دو جهت اهمیت
دارد؛ یکی اینکه به جهانیان نشان میدهند که ایران کشوری دموکراتیک است که در آن مردم
افراد را انتخاب میکنند و دیگر آنکه با کشاندن مردم به عرصه، وجهه، مقبولیت و مشروعیتی
برای خود فراهم میآورند.
هرچند همواره حضور مردم در انتخابات مجلس کمتر از از انتخابات
ریاست جمهوری بوده، حضور اندک و یا تحریم انتخابات توسط آنان حداقل به جهانیان نشان
خواهد داد که سران فعلی ایران در دل اکثر مردم جایی ندارند. میگویم به جهانیان، به
این دلیل که سران ایران با استفاده از صدا و سیمای سراسر دروغ خود، روزنامههایی نظیر
کیهان و خبرگزاریهایی چون فارس میزان حضور مردم را ـ همان مردمی که بود و نبودشان
برای نظام یکسان است ـ در داخل وارونه جلوه خواهند داد، در این میان ستاد انتخابات
نیز به یاری رسانهها خواهد آمد و با تمدید ساعات رأیگیری نشان خواهد داد که حضور
مردم در پای صندوقهای رأی زیاد است، کاری که به تکرار در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده
است. بنابراین از اکنون سران ایران خود را
آماده میکنند تا روز دوازده اسفند را حماسهای دیگر از حضور مردم بخوانند.
ناگفته پیداست که امروز بیشتر مردم ایران اعتماد خود را به نظام
از دست دادهاند، نظامی که آنها را وادار میکند تا به گزینههایی رأی دهند که خود از پیش در جلوی پای آنان قرار داده است.
نظارت استصوابی شورای نگهبان، عملا باعث شده تا عده و گروهی خاص در چرخه انتخابات حضور
داشته باشند، عدهای که فرمان پذیر باشند و بهراحتی منافع موکلانشان یعنی مردم را
فدای فرمانهای سران جمهوری اسلامی ـ بخصوص رهبر ـ کنند.
سران ایران میدانند حذف رقیبان باعث دلسردی و حضور کمرنگ مردم
در انتخابات میشود اما با این آگاهی همچنان بر یکدست کردن نامزدهای انتخاباتی به دست
شورای نگهبان پای میفشارند. سیاستهای سران جمهوری اسلامی نشان میدهد که برای آنها
حضور مردم تنها جنبه تزیینی دارد بنابراین با قاطعیت به یکدست کردن نامزدهای انتخاباتی
میپردازند زیرا میدانند با این یکدست سازی، بهرغم حضور کمرنگ مردم، در پایان برنده
بازی آنها خواهند بود. آنها میدانند بهتبع یکدست کردن نامزدها، مردم رأیدهنده نیز
یکدست میشوند و همان گروه اقلیت طرفدار نظام در پای صندوقها حاضر میشوند و این همه
به تشکیل مجلسی یکدست و فرمانبردار خواهد انجامید.
! در
این میان آنچه اهمیت دارد تنها برگذاری انتخابات است تنها انتخابات
زیرا چنانکه گفتیم سران ایران بهوسیله رسانههای دروغپرداز
داخلی میتوانند حضور اندک مردم را وارونه جلوه دهند و از آن استفادههای تبلیغاتی
کنند.
جمهوری اسلامی میداند امروز زیر فشار تحریمها در چه دورانی
بسر میبرد، بنابراین در عرصه داخل نمیتواند خطر کند و برای خود مشکل بیافریند. مجلس
دردسر ساز باعث میشود بخش عمدهای از نیرو و تمرکز نظام صرف داخل گردد که در شرایط
کنونی چنین کاری نمیتواند بهصرفه باشد. مجلس دردسرساز مردم مخالف را میتواند به
خیابانها بکشاند همانطور که مجلس فرمانبردار بسیجیان را به خیابان میکشاند و از دیوار
سفارت کشوری بالا میبرد. افزون بر همه اینها سیاست سران ایران به سمت و سویی میرود
که بهتدریج همه چیز زیر نظر رهبر ایران قرار بگیرد و نظام ریاستی به نظام پارلمانی
تبدیل گردد در چنین شرایطی مجلس باید فرمانپذیر باشد.
چنانکه میدانیم رهبر ایران در مواقعی که تشخیص میدهد مجلس
به راه ناصوابی میرود، میتواند از قدرتی به نام فرمان حکومتی استفاده کند، اما استفاده
بیش از اندازه از این قدرت نیز نمیتواند بهصلاح او باشد زیرا چهره واقعیاش را از
سایه بیرون آورده و عریانتر میسازد و در آن هنگام کاری از همان رسانههای دروغپرداز
نیز برای رفع و رجوع مسأله برنمیآید. با همه این دسته بندیها و تحلیلها، جمهوری
اسلامی ترجیح میدهد با تحمیل هزینههای بسیار به مردم، نظام انتخابات البته از نوع
فرمایشی آن را حفظ کند.
آنچه در نگاه جمهوری اسلامی اهمیت دارد وجود ابزاری به نام انتخابات،
و حضور طرفداران نظام در آن است باقی ماجرا نیز به دست رسانههای وابسته و دروغپرداز
حل و فصل خواهد شد. سران ایران بهتر از هر کسی میدانند مردم دیگر نسبت به این نظام
فاسد دلبستگی ندارند، نظامی که در آن آزادی کالایی بی ارزش است و برابری افراد بی معنی.
نظامی که بهجای توجه به مردم کشور خود اولویت را به دیگرانی در سوریه، فلسطین ونزوئلا
و... میدهد.
سران ایران میدانند در صورت شرکت مردم در انتخابات، در دنیا
از آن بهعنوان وسیلهای برای مقبولیت خود بهره خواهند جست و اگر انتخابات را تحریم
کنند باز گروه اقلیتی را خواهند داشت که در انتخابات حاضر شده و به کسانی رأی میدهند
که فرمان پذیرند بنابراین در هر صورت برنده بازی آنها خواهند بود. آنها انتخابات مجلس
را گرم میخواهند نه از آن رو که مردم کسانی را که میخواهند به مجلس بفرستند، بله
تنها به آن دلیل که برای خود وجاهت بتراشند. به همین دلیل تحریم چنین انتخاباتی از
ضروریات میشود. وقتی پیش از مردم شورای نگهبان نامزدها را انتخاب و هر که را نپسندد
به بهانههای واهی رد میکند، دیگر بهانهای برای حضور در پای صندوقهای رأی نمیماند.
عدم حضور مردم در انتخابات، همراه با تحریمهای جهانی، جمهوری اسلامی را منزویتر میسازد.
تحریم انتخابات، همان راهپیمایی سکوت مردم است که سران ایران مجوز آن را صادر نکردند.
صدای اعتراض مردم به کسانی است که هیچ حقی برایشان قائل نیستند و دائم به شعور و آگاهیشان
توهین میکنند. بادی است که بر اندام جمهوری اسلامی رعشه میاندازد و خواب را از چشمانش
میگیرد. بی اعتنایی به کسانی که هیچ اعتباری برای مردم قائل نیستند، تحریم بزرگی است
که هزینهای را بر دوش مردم نمیگذارد. دوازده اسفند میتواند به یک روز به یاد ماندنی
در تقویم مردم ایران و نه جمهوری اسلامی تبدیل شود، روزی که برنده آن سران حکومت نیستند،
اگر همه با یکدیگر پیوسته باشند.
دکتر بهروز بهبودی
بنیانگذار شورای دموکراسی برای ایران
contact@bbehbudi.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر